دين و دولت در انديشه اسلامي - سروش، محمد - الصفحة ٣٥٢
با محرومان، اين غمواندوه را كاهش مىدهد.
درعينحالاين حقيقت هم قابل انكار نيست كه اگر در انجام وظيفه دوم كوتاهى شود، و رفاه و تجمّل، زندگى پيشوايان جامعه را فرا گيرد و آنان غرق در خوشى و آسايش باشند، عملا انجام وظيفه اوّل هم به فراموشى سپرده مىشود؛ چرا كه غفلتزدگى و مستى، از آثار بارز زندگى پرخوران و متنعّمان است.
حضرت على عليه السّلام مىفرمود:
آيا با عنوان و لقب «امير المؤمنين» كه روى من نهاده و مرا به آن خطاب مىكنند، خود را قانع سازم و در سختىهاى روزگار با آنان شركت نداشته باشم؟ و يا در فقيرانه زندگى كردن، امام و پيشواى آنان نباشم؟ ... چگونه ممكن است هواى نفس بر من غلبه كند و مرا به سوى انتخاب بهترين خوراكها بكشاند، درصورتىكه شايد در حجاز يا يمامه، افرادى يافت شوند كه اميد همين يك قرص نان را هم ندارند و دير زمانى است كه شكمشان سير نشده است. آيا سزاوار است كه شب را با سيرى صبح كنم، درصورتىكه در اطرافم شكمهاى گرسنه و جگرهاى سوزان قرار دارد؟[١] گزينش اين سبك زندگى در رهبرى، و انتخاب چنين شيوه معيشتى در پيشوايى، مسئلهاى بالاتر از سوءاستفاده نكردن از قدرت و دستبرد نزدن به بيت المال است.
و تقيّد رهبر بدان، تنها در پرتو قوت ايمان و قدرت تقوا است؛ تقوايى كه بتواند شخص را در بهترين شرايط و بهترين امكانات، كنترل نموده و زندگى او را در سطح ضعيفترين طبقات جامعه قرار دهد.
اين مرتبه عالى تقوا، خود الهامبخش ايثار، همدردى و فداكارى است و انسان را از لاك خويشتنبينى و خودخواهى، بيرون آورده و از وسوسه لذتطلبى نجات مىبخشد.
٧. تقوا و اخلاق رهبرى
در روابط اجتماعى انسانها با يكديگر، معيارها و ضوابط مشخصى، فضايل
[١] - همان، نامه ٤٥.