دين و دولت در انديشه اسلامي - سروش، محمد - الصفحة ٣٤٩
حكم و فرمان خداى سبحان را اجرا نمىكند مگر كسى كه در انجام وظيفهاش، اهلسازش، فروتنى، و طمعورزى نباشد.
«مصانعه»، سازشكارى در برابر مخالفان حقيقت، معاملهگرى بر اصول و ملاحظهكارى در اجراى قانون است كه اين خصلت، از سه عامل ناشى مىشود:
الف) رعب، ترس و وحشت، كه جرأت و جسارت اقدام را از شخص مىگيرد.
ب) طمعكارى، كه او را براى رسيدن به امتيازات مادّى، معاملهگر مىسازد.
ج) ضعف روحيه، كه وى را در روابط اجتماعى، محكوم رودربايستى و عواطف قرار مىدهد.
«مضارعه» نيز نوعى معاملهگرى است به اين معنا كه: در برابر ديگرى كرنش نمودن تا او هم متقابلا فروتنى و خضوع كند،[١] به پستى و ذلّت در برابر ديگران تن دادن، تا او هم در عوض، همين حالت را در موقع مناسب داشته باشد.[٢] از حيثيت و آبروى خود براى كسى مايه گذاشتن، تا او هم اين كار را انجام دهد، در اجراى قانون با سهلانگارى و اغماض برخورد كردن، تا طرف مقابل هم تعدّى به حريم قانون را از او ناديده انگارد و ...
عدم پيروى از مطامع نيز به معناى طوق رقيت طمع را از گردن بيرون آوردن و در فضاى آزادگى و حريت معنوى، پرواز نمودن است.
تقوا در برداشت صحيح و مثبت از آن، اين توان و جرأت را در شخص مؤمن و متّقى ايجاد مىكند، او را از تحت تأثير قرار گرفتن، مصلحتانديشىهاى كاذب، ملاحظهكارىهاى بىجا، رشوه، باندبازى، گروهگرايى و ... آزاد مىسازد.
اينكه پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله و سلّم با بىاعتنايى به اعتراضات اعيان و اكابر قريش، حد را بر آنان هم اجرا مىكند، و اينكه على عليه السّلام در برابر همه دشمنىهاى معاويه، بر اصول و ارزشها پافشارى مىكند و همه پيشنهادهاى سازش را رد مىكند، در اثر نيروى ايمان
[١] - ابن ابى الحديد، شرح نهج البلاغه، ج ١٨، ص ٢٧٤.
[٢] - ابن ميثم بحرانى، شرح نهج البلاغه، ج ٥، ص ٢٩٨.