دين و دولت در انديشه اسلامي - سروش، محمد - الصفحة ٣٤٧
حركت كند و بتواند مانند امير المؤمنين عليه السّلام به همّ مردم اعلام كند:
ايها الناس، انّى واللّه ما احثكم على طاعد الّا و اسبقكم اليها و لا انهاكم عن معصية الّا و اتناهى قبلكم عنها؛[١] اى مردم! به خدا سوگند، هرگز شما را به طاعتى تحريك نكردم، مگر آنكه پيش از شما بدان اقدام كرده، و هرگز شما را از معصيتى باز نداشتم، مگر آنكه قبل از شما از آن پرهيز نمودهام.
همچنين آن حضرت مىفرمود:
انى لا رفع نفسى، عن ان انهى الناس عما لست انتهى عنه او امرهم بما لا اسبقهم اليه بعملى؛[٢] من خود را برتر از آن مىدارم كه از آنچه خود پرهيز ندارم، ديگران را باز دارم، و يا به آنچه كه خود در عمل به آن پيشى نگرفتهام، فرمان دهم.
در مكتب تربيتى و اخلاقى اسلام، يكى از وظايف عام رهبران اين است كه قبل از اصلاح ديگران، درصدد اصلاح خويش باشند تا بتوانند الگوى جامعه قرار گيرند:
هركس خود را پيشواى مردم نمود، بايد پيش از ياددان به ديگران، نخست به تعليم نفس خويش بپردازد و بايد پيش از آراستن ديگران به زبان، با روش و عمل خود، آنان را آراسته سازد.[٣] تأكيد اسلام بر صلاحيتهاى اخلاقى و شايستگىهاى رفتارى رهبرى، از آن رواست كه به شعاع تأثير رهبرى در جامعه، و ابعاد تربيتى الگوهاى اجتماعى، توجه دارد و حضور آراستهترين افراد ملّت را در موضع رهبرى، به معناى ارزش نهادن به تقوا و پاكى، و الگو قرار دادن وارستگان و پاكان، و در نتيجه، به حركت درآوردن اجتماع در چنين مسيرى مىداند.
[١] - نهج البلاغه، خ ١٧٤.
[٢] - غرر الحكم، ص ١٢٧.
[٣] - نهج البلاغه، كلمات قصار، ٧٠.