دين و دولت در انديشه اسلامي - سروش، محمد - الصفحة ٣٤٦
اين تأثير روانى رهبرى، كه جاذبهاى روحى در ميان مردم بهوجود مىآورد، فراتر از سمتهاى اجرايى رهبرى است. براى آنكه اين تأثير قهرى و طبيعى، داراى آثار مثبت و سازنده بوده و بتواند در تشويق و تهيج جامعه، به سوى آرمانهاى پسنديده و زيبا به كار آيد، رهبرى بايد در صحنه عمل، پيشتاز، و از نظر تعهد و وظيفهشناسى، الگو باشد.
قرآن كريم با اشاره به سلسله انبيا، از آنان بهعنوان پيشوايانى كه به امر الهى، به هدايت مردم مىپرداختند ياد مىكنند و بلافاصله، ويژگى «فرمانبرى و وظيفهشناسى» مستمرّ و سابقهدار آنان را متذكر مىشود:
و جعلناهم ائمة يهدون بامرنا و اوحينا اليهم فعل الخيرات و اقام الصلوة و ايتاء الزكوة و كانوا لنا عابدين؛[١] و آنان را پيشوايانى قرار داديم كه به فرمان ما هدايت مىكردند، و به ايشان انجام دادن كارهاى نيك و برپاداشتن نماز و دادن زكات را وحى كرديم، و آنان پرستنده ما بودند.
در الگوى رهبرى اسلامى، قبل از آن كه رهبر، عهدهدار عمل ديگران باشد، نسبت به عمل خويش، وظيفهمند و مسئول است. ازاينرو، در پيمودن مسير، و رفتن به سوى مقصود، و گام نهادن در طريق، پيشرو و پيشگام است.
خداوند ابتدا از رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم پيشقدمى در جهاد، و سپس تحريك مردم را مىطلبد:
فقاتل فى سبيل اللّه، لا تكلف الّا نفسك، و حرّض المؤمنين؛[٢] پس در راه خدا پيكار كن، جز عهدهدار شخص خود نيستى، و مؤمنان را برانگيز.
«رهبر اسوه» رهبرى است كه در اثر خودسازى و پرورش روح، در تقيّد به قانون و انجام وظيفه، از امت خويش پيشى گرفته، و به جاى رقابت در كسب قدرت، و سبقت در به دست گرفتن رياست، در ميدان عمل به وظايف و انجام تكاليف، جلوتر از ديگران
[١] - انبياء( ٢١) آيه ٧٣.
[٢] - نساء( ٤) آيه ٨٣.