دين و دولت در انديشه اسلامي - سروش، محمد - الصفحة ٣٤١
معروف، ريمون آرون، جامعه آزاد را جامعهاى مىداند كه در آن، «قوانين بر آدميان حكومت كنند، نه آدميان بر آدميان.» و از اين نمونه اظهار نگرانىها، در كلمات دانشمندان علوم اجتماعى مغربزمين، فراوان ديده مىشود.
اينكه الگوهاى نظام غربى، چه مقدار از عهده اين مشكل برآمده و از فسادآفرينى قدرت، جلوگيرى كرده و مانع سوءاستفاده از قدرت شدهاند، از موضوع بحث ما خارج است؛ ولى به قول راسل: «موسولينى و هيتلر، از راه دموكراسى، به قدرت رسيدند.»[١] و اين بدان معنا است كه در آن جوامع، هنوز راه مطمئنى براى پيشگيرى از اين ضايعه وجود ندارد، و توفيقى براى بستن راههاى نفوذ اين آفت، به دست نيامده است.
از جمله تفاوتهايى كه نگرش اسلامى به اين موضوع را از تحليلهاى ديگر، جدا مىسازد، توجه به عوامل درونى است. در فلسفههاى سياسى موجود، به چگونگى تكوين شخصيت حاكم، ويژگىهاى روحى و خصلتهاى درونىاش، توجه و اعتنايى نمىشود و تنها با ايجاد موانع بيرونى، درصدد كنترل دولتمردانند. كاربرد اين شيوه، تنها تا جايى است كه:
اولا، اعمال و حركات دولتمردان، در شعاع ديد دستگاههاى كنترلكنند، قرار داشته باشد.
ثانيا، اين دستگاهها تحت نفوذ و اقتدار دولتمردان قرار نگرفته باشند.
درحالىكه رجال قدرت، معمولا راههاى عبور مخفى فراوانى براى خود در نظر گرفته و تعبيه مىكنند. راههايى كه به سادگى در معرض ديد و اطلاع ديگران قرار نمىگيرد و به علاوه با ابزار گوناگون و وسايل مختلف، افراد و سازمانهاى مزاحم را تحت سيطره خود قرار مىدهند.
ازاينرو، چارهاى جز آن نيست كه براى جلوگيرى از انحراف در دستگاه حكومت و دولتمردان، متعهدترين افراد جامعه، زمام امور را در دست داشته باشند، و علاوه
[١] - راسل، قدرت، ترجمه نجف دريابندرى، ص ٤١.