دين و دولت در انديشه اسلامي - سروش، محمد - الصفحة ٣٢٩
شمرده، و نيز كسانى كه تنها بعد دوم را لازم شمردهاند مسئله را به صورت همهجانبه ارزيابى نكردهاند.
فتاوا و نظريات فقهى فقها نيز نشاندهنده آن است كه آنان در احاله امور اجتماعى به فقيه، به ابصر بودن او نيز تأكيد داشتهاند و چون چنين امتيازى را در او سراغ داشته، و او را در شناخت مصلحت جامعه و آگاهى به امور اجتماعى، هوشيارتر مىديدند، مسئوليتهاى اجتماعى را متوجه او مىدانستند؛ مثلا اگر فقيه را در عصر غيبت، شايسته جمعآورى و به مصرف رساندن زكات دانستهاند، به اين دليل استناد كرده اند كه او به موارد صرف آن، ابصر است؛ يعنى چون نيازهاى جامعه را بهتر مىشناسد، به شكل بهتر و مفيدترى از اين بودجه عمومى استفاده نموده و در بهترين موارد و لازمترين امور، هزينه مىنمايد.[١]
[١] - محقق حلّى مىگويد:« ... دفعت الى الفقيه المأمون من الاماميه فانه ابصر بمواقعها»( ينابيع الفقهيه، ج ٥، ص ٣٦٤). و شيخ مفيد مىنويسد:« وجب حملها الى الفقها المأمونين من اهل ولايته، لان الفقيه اعرف بمواضعها ...»( المقنعه، ص ٤١).- در كلام قاضى ابن براج مىخوانيم:« ... كان عليه حملها الى فقهاء الشيعه ليصلها فى مواضعها لانهم اعرف بذلك»( المهذب البارع، ج ١، ص ١٧٥).