دين و دولت در انديشه اسلامي - سروش، محمد - الصفحة ٢٨١
٢- ايمان قلبى نسبت به مكتب و تعهّد عملى بدان.
تبيين ضرورت و حكمت اين دو ويژگى، و تعيين حدود و ضوابط آن، به توضيح بيشترى نياز دارد كه در دو بخش صلاحيت علمى، و صلاحيت اخلاقى، آنرا پى مىگيريم.
الف) صلاحيت علمى
١- فقاهت
فقه در مفهوم گستردهاش به معناى «فهم» و شناخت است؛ ولى در زبان اسلامى امروز، به معناى «شناخت اسلام» و مخصوصا «شناخت احكام و مقررات اسلام، از راه اجتهاد و در حدّ يك صاحبنظر» مىباشد.
در جانعهاى كه «مكتب» الگو و محور حركت قرار مىگيرد، بديهى است كه رهبرى آن، بدون آگاهى از مكتب نمىتواند آن هدايت كند؛ زيرا كسى كه آشنايى با اصول و قوانين اسلامى ندارد، چگونه مىتواند بدان تحقق بخشيده و در روابط اجتماعى، آنرا پياده كند؟
به طور كلى، براساس يك درك فطرى و فهم وجدانى، براى عهدهدار شدن هر كار، آگاهى از آن لازم است، و فردى كه از محدوده يك فعاليت و از برنامه و روش انجام كارى آگاهى ندارد، شايسته به عهده گرفتن مسئوليت آن نمىباشد. ازاينرو، خردمندان، در كوچكترين كارهاى خود، به سراغ فردى مىروند كه به فهم و درك او اعتماد داشته، و در آن فن او را خبره بدانند؛ از بناى يك واحد مسكونى تا تأسيس و را اندازى يك پروژه عظيم صنعتى، و از تعمير يك ساعت مچى تا اصلاح پيچيدهترين ماشين آلات.
بشر در طول زندگى خود، پيوسته در هر مقطع از تمدّن و پيشزفت، به اين اصل عقلايى، اعتنا و اهتمام داشته است. پيشوايان اسلامى نيز براى ارشاد مردم به رهبرى لايق و شايسته، همين مبناى خرد پسندانه و فطرى را به آنان متذكر مى شدند.
امام صادق عليه السلام مىفرمايند: