دين و دولت در انديشه اسلامي - سروش، محمد - الصفحة ٢٦٩
قدرت تشخيص و درك روشن صحيح بهرهبردارى از ثروتهاى خود را ندارند.[١] همچنين براى تشكيل زندگى خانوادگى، زن و شوهر بايد داراى رشد بوده و بفهمند كه در اثر پيمان ازدواج، چه تعهدهايى به سراغ آنها مىآيد و توان انجام اين مسئوليتها را داشته باشند.
روشن است كه رشد، يك مفهومى نسبى است؛ يعنى هر مسئوليتى، رشد متناسب با خود را مىطلبد. براى مديريت يك تشكيلات سياسى، يا مؤسسه اقتصادى و يا پادگان نظامى، بايد لياقت، كاردانى و شايستگى متناسب با هر كدام را در نظر گرفت و لياقت براى يكى از آنها لزوما به معناى توفيق در اداره ديگرى نمىباشد.
بر اين اساس، رشد در مفهوم عام خود عبارت است از:
لياقت و شايستگى براى نگهدارى و بهرهبردارى از امكانات و سرمايههايى كه در اختيار انسان قرار دارد.
اولين عنصر رشد، شناخت كامل سرمايهها، استعدادها و مسئوليتهايى است كه در اختيار انسانها است و عنصر ديگر آن، قدرت، لياقت و شايستگى در جهت به كارگيرى استعدادها و هدايت آنها در مسير بالندگى است.
با اين برداشت، رشد، تعبير جامع و گويايى از همه لياقتهاى لازم در رهبرى است.
حضرت على عليه السّلام در بيان ديگرى، هوشمندى فكرى، گويايى زبانى و صولت عملى را لازمه رهبرى مىداند و مىفرمايد:
يحتاج الامام الى قلب عقول، و لسان قوول، و جنان على اقامة الحق صؤول.[٢] طبيعى است كه اگر در جامعهاى اين لياقتها و توانايىها در رهبرى وجود نداشته باشد، و به چنين ارزشهايى بهاى كافى داده نشود، حاكميت در اختيار سفيهان قرار مىگيرد و در نتيجه، اجتماع در سراشيبى هلاكت، تمدنها در مسير ويرانى، استعدادها در جهت نابودى و همه سرمايههاى مادى و معنوى جامعه، ضايع مىگردد،
[١] -\i« و ابتلو اليتامى حتى اذا بلغوا النكاح فان آنستم منهم رشدا فادفعوا اليهم اموالهم»\E( نساء( ٤) آيه ٦).
[٢] - آمدى، غرر الحكم، ج ٦، ص ٤٧٢، ح ١١٠١٠.