دين و دولت در انديشه اسلامي - سروش، محمد - الصفحة ٢٥٣
وحى شناخته مىشود.
فلسفه تشكيل دولت اسلامى، به اجرا درآمدن قانون الهى است و بهطوركلى، استقرار نظام و قوانين آن بهوجود مىآيند.
حضرت امام خمينى، به صورت روشن و صريح، از قانون خدا، بهعنوان زيربناى حكومت اسلامى ياد كردهاند، تا جايى كه «رأى» زمامدار مسلمين، حتى اگر پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم هم باشد، در حكومت، هيچگونه نقشى ندارد و آن حضرت نيز بايد صرفا تابع اراده الهى باشد:
حكومت اسلام، حكومت قانون است. در اين طرز حكومت، حاكميت منحصر به خداست، و قانون، فرمان و حكم خداست. قانون اسلام يا فرمان خدا، بر همه افراد و بر دولت اسلامى حكومت تام دارد. همه افراد، از رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گرفته تا خلفاى آن حضرت و ساير افراد تا ابد، تابع قانون هستند، همان قانونى كه از طرف خداى تبارك و تعالى نازل شده ... حكومت در اسلام به مفهوم «تبعيت از قانون» است و فقط قانون بر جامعه حكمفرمايى دارد. آنجا هم كه اختيارات محدودى به رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و ولات داده شده، از طرف خداوند است. حضرت رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم هر وقت مطلبى را بيان يا حكمى را ابلاغ كردهاند، به پيروى از قانون الهى بوده است، قانونى كه همه، بدون استثنا بايستى از آن پيروى و تبعيت كنند. يگانه حكم و قانونى كه براى مردم متبع و لازمالاجرا است، همان حكم و قانون خدا است. تبعيت از رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم هم به حكم خداست كه مىفرمايد:
«اطيعوا الرسول»، رأى اشخاص، حتى رأى رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم، در حكومت و قانون الهى هيچگونه دخالتى ندارد. همه تابع اراده الهى هستند.[١] قرآن كريم با تعبيرات گوناگون و در آيات متعدد، تنها فرمان و قانون خداوند را معتبر مىشناسد.[٢] و از عموم مسلمانان و خود پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مىخواهد كه در برابر آن
[١] - امام خمينى، ولايت فقيه، ص ٣٤- ٣٥.
[٢] - هرچند قانون اصالتا از طرف خدا است، ولى با اذن الهى، افرادى مىتوانند مقرراتى وضع نمايند.