دين و دولت در انديشه اسلامي - سروش، محمد - الصفحة ٢٥٠
هر چند كه دستور اداى امانت به صاحب آن، موارد ديگر را نيز دربر مىگيرد.[١] در اصول كافى، روايات متعددى نقل شده كه امانت به امامت ائمه عليهم السّلام تفسير يا تطبيق گرديده است.[٢] اين سخنان پيشوايان دين و نيز مفسّران قرآن، گوياى آن است كه رهبرى جامعه و حكومت، حتى در كاملترين و علىترين مرحله آن، كه بر اعتقاد شيعه با «نصّ» و «نصب شخصى» همراه، و امام داراى امتيازات غيرعادى مانند عصمت مىباشد، باز هم امانت تلقى گرديده، ازاينرو، مقيّد است و امام موظف است به عنوان امانتدار عمل نمايد.[٣] برداشت امين الاسلام طبرسى از اين آيه و روايات مربوطه به آن، اين است كه:
خداوند با تعبير لزوم اداى امانت، حكمرانان را فرمان مىدهد كه به رعايت مردم قيام كنند.[٤] در روايت ديگر حضرت على عليه السّلام فرمود:
حق على الامام ان يحكم بما انزل اللّه و أن يؤدى الامانة؛[٥] بر امام لازم است كه بر طبق فرمان خداوند، بين مردم حكومت كند و امانتى كه به او سپرده شده، ادا نمايد.
سپس حضرت اضافه نمود:
هرگاه چنين كند، بر مردم لازم است كه فرمان او را بشنوند و اطاعتش را بپذيرند و دعوتش را اجابت كنند.
امير المؤمنين عليه السّلام در بخشنامههاى دولتى خود به دولتمردان، اين برداشت قرآنى از حكومت را منعكس ساخته است. آن حضرت در نامهاى به حاكم آذربايجان نوشت:
[١] - شيخ صدوق، معانى الاخبار، ص ١٠٨.
[٢] - ر. ك: محمد باقر مجلسى، مرآة العقول، ج ٣، ص ١٧٩؛ شرح ملا صالح مازندرانى بر كافى، ج ٦، ص ٧٣.
[٣] -\i« ان اللّه يأمركم ان تؤدوا الامانات الى الها»\E( نساء( ٤) آيه ٤).
[٤] - تفسير مجمع البيان، ج ٢، ص ٦٣.
[٥] - الميزان، ج ٤، ص ٣٨٥.