دين و دولت در انديشه اسلامي - سروش، محمد - الصفحة ٢٤٨
ب) اسلام قوانين فراوانى براى زندگى دنيوى انسانها عرضه كرده، و فلاح و سعادت انسان را در اجراى آنها قرار داده است. ازاينرو، رهبرى مسلمانان، بايد پايبند به اين قوانين بوده و آنها را دستور العمل دولت خويش بداند تا جامعه براساس اسلام اداره شود.
ج) پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كه سيره و زندگىاش، الگو و نمونه مسلمانان است[١] و مسلمانان بايد در همه ابعاد زندگى و از آن جمله، در شكل و شيوه حكومت، از وى پيروى نمايند، داراى رهبرى يگانهاى در امور دين و دنياى مسلمانان بوده است و در دولت وى، همه جوانب زندگى امت اسلامى، مورد توجه و اهتمام قرار داشته است. پس از آن حضرت نيز اين وحدت، امرى مسلّم و قطعى شمرده مىشده، تا جايى كه هيچيك از فرق اسلامى، در آن ترديد نداشتهاند.
بر اين اساس، رئيس دولت اسلامى- كه امور دين و دنياى مردم را سامان مىدهد- بايد از ويژگىهاى دو جانبهاى برخوردار بوده و داراى جامعيت باشد:
الف- ويژگىهاى متناسب با رهبرى دينى.
ب- ويژگىهاى متناسب با رهبرى دنيوى.
٢- امانتدارى و حكومت
براساس يك اصل بنيادين در فلسفه سياسى اسلام، عهدهدارى امور اجتماعى، در سطوح مختلف آن، از رهبرى تا مديريت كوچكترين واحدهاى ادارى، امانتى است كه در اختيار فرمانروايان و كارگزاران قرار مىگيرد. ازاينرو:
الف) كسانى شايسته حكومتند كه از شرايط و ويژگىهاى خاص امانتدارى برخوردار باشند.
ب) حكومت، با مسئوليت توأم است، و حاكم، تنها به مقتضاى محدوديتها و شرايط امانتدارى، در امور اجتماعى مىتواند دخالت داشته باشد.
[١] -\i« لقد كان لكم فى رسول اللّه اسوة حسنه»\E( احزاب( ٣٣) آيه ٢١).