دين و دولت در انديشه اسلامي - سروش، محمد - الصفحة ٢٢٤
يكى آن كه هرگاه يكى از مشركان اجازه بخواهد كه با امنيت و آرامش خاطر، كلام خدا را بشنود و با محتواى دين آشنا گردد، او را اجازه داده و امنيتش را تأمين نمايد و ديگر آن كه، پس از پايان مهلت فراگيرى كلام خدا و گوش كردن به سخن حق، او را به محل امنش برساند.
از اين دو مأموريت پيامبر، و به ويژه مسئوليت دوم (ثم ابلغه مأمنه) فهميده مىشود در مواردى كه اسلام، براى انسانها، «آزادى» را پذيرفته و آنرا محترم شمرده (مانند آزادى در بحث و تحقيق كه در اين آيه ذكر گرديده) مسئوليت تأمين و حفظ اين آزادى و حريت، به عهده پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم (رهبر امت اسلامى) است، و حتى در شرايط بحرانى مهدور الدم بودن مشركان، كه آنان با فتنهانگيزى و پيمانشكنى، امان را از خود سلب نمودهاند، درعينحال پيامبر موظف است كه براى حفظ آزادى و امنيّت مشركينى كه براى شنيدن كلام خدا مىآيند، از دستورات ديگر الهى مانند «قاتلوا المشركين كافة» چشمپوشى كند، و امنيّت و آزادى آنان را تأمين نمايد.[١] ٣- يا ايها النبى حرّض المؤمنين على القتال؛[٢] اى پيامبر! مؤمنان را به جنگ ترغيب نما.
٤- يا ايها النبى جاهد الكفّار و المنافقين و اغلظ عليهم؛[٣] اى پيامبر! تمام تلاش خود را در نبرد با كفار و منافقان به كار گير، و بر آنان سخت بگير.
اگرچه تكليف جهاد، يك وظيفه عمومى براى همه مسلمانان است و اختصاص به شخص پيامبر ندارد، ولى از آنجا كه انجام اين وظيفه اسلامى، براى تكتك مسلمانان به صورت فردى ممكن نيست، و مسلمين بايد به صورت هماهنگ، متشكل و سازماندهى شده در جنگ شركت جويند، و اين مهم، بر دوش «فرماندهى» و از وظايف او است، ازاينرو، هنگامى مسلمانان مىتوانند در صحنه جهاد توفيق يابند كه فرماندهى عالى امت اسلامى، پس از تصميم به جنگ، برنامه آنرا تدوين، و مقدمات
[١] - ر. ك: محمد حسين طباطبائى، الميزان، ج ٩، ص ١٥٥- ١٥٦.
[٢] - انفال( ٨) آيه ٦٥.
[٣] - توبه( ٩) آيه ٧٣.