دين و دولت در انديشه اسلامي - سروش، محمد - الصفحة ٢٠١
فشار نخواهند بود و با دادن جزيه، در پناه خدا و در پناه رسول خدا قرار مىگيرند.[١] پس از فتح مكه، پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم، عتاب بن اسيد را فرمانرواى مكّه قرار داد. البته مردم مكه، از اينكه حضرت، جوانى هجده ساله را بر شيوخ كهنسال و پرسابقه برترى داده و حاكم نموده است، اظهار گلايه داشتند. رسول خدا در بخشى از عهدنامه خود براى عتاب چنين نوشتند:
و قد قلّد محمد رسول الله عتاب بن اسيد احكامكم و مصالحكم، و قد فوّض اليه تنبيه غافلكم و تعليم جاهلكم و تقويم أود مضطركم و تأديب من زال عن ادب الله منكم و .... و لا يحتج محتج منكم فى مخالفته بصغر سنّه فليس الاكبر هو الافضل، بل الافضل هو الاكبر، و هو الاكبر فى موالاتنا و موالاة اوليائنا و معاداة اعدائنا فلذلك جعلناه الامير عليكم و الرئيس عليكم ...؛
محمد فرستاده خدا، زمام فرمانها و مصالح شما را به عتاب داده است و هشيار كردن غافلان، آموزش دادن نادانان، متعادل ساختن ناموزونان، و ادب كردن آنان كه از ادب الهى انحراف يافتهاند را به او سپرده است ... هيچكس از شما اندك بودن سنّ او را بهانه سرپيچى از وى قرار ندهد؛ زيرا كه بزرگتر، برتر و باارزشتر نيست، بلكه آن كه با ارزشتر است، او بزرگتر است ...
عتاب، اين حكم را براى مردم مكه بازخواند، و در پايان سخنان خود گفت:
قويّكم عندى ضعيف حتى اخذ الحق منه، و ضعيفكم عندى قوى حتى اخذ الحق له، اتقوا الله و شرّفوا بطاعة الله انفسكم و لا تذلوها بمخالفة ربكم؛[٢] توانمند شما در نزد من، ناتوان است تا حق را از او بستانم، و ناتوان شما در نزد من، توانمند است تا حق را براى وى بستانم. از خدا پروا داشته و با پيروى از او، خويش را ارج نهيد، و در اثر سرپيچى، از پروردگارتان، خود را به ذلت و خوارى نيفكنيد.
عتاب- همانگونه كه در ادامه اين نقل تاريخى، ذكر شده است- به خوبى در برابر قدرتمندان طاغوتى ايستاد و براى احقاق حقوق مستضعفان تلاش فراوانى كرد.
[١] - سيره ابن هشام، ج ٤، ص ٢٦٥.
[٢] - بحار الانوار، ج ٢١، ص ١٢٢ و ١٢٤.