دين و دولت در انديشه اسلامي - سروش، محمد - الصفحة ٢٠٠
٢- صدرو و ابلاغ بخشنامههاى دولتى براى فرمانروايان
پيامبر اسلام، براى واليان و حاكمان خود، با توجه به منطقه فرمانروايى هريك، دستورات و راهنمايىهايى داشتند. برخى از اين دستور العملها كوتاه، و برخى نسبتا مفصّل و جامع است. همچنين اين بخشنامهها از محدوده اختيارات و مسئوليتهاى هر كدام از آنها حكايت دارد و نشان مىدهد كه همه واليان، از اختيارات يكسانى برخوردار نبودهاند؛ مثلا وائل بن حجر از اختيارات بيشترى برخوردار بوده، و زمامداران يمن در حفظ شئون داخلى خويش استقلال داشتهاند.[١] دستور العملهاى صادر شده از سوى حضرت، شامل موارد و موضوعات گوناگونى است؛ مانند: تعليم و تذكر برخى از احكام اسلامى، روش اداره امور، شيوه برخورد با گروهها و فرقههاى مختلف، بيان مسئوليتهاى حاكم اسلامى و ...
يكى از اين عهدنامهها، نامه آن حضرت به عمرو بن حزم است كه در هنگام نصب او براى حكمرانى نجران، نگاشته شده. در بخشى از اين نامه آمده است:
اين عهدى است از رسول خدا براى عمرو بن حزم، در هنگامى كه او را به يمن اعزام كرد.
او را به تقواى الهى فرمان مىدهد ... و او را فرمان مىدهد كه: «حق را بگيرد»؛ چه اينكه بايد مردم را به خير نويد داده و آنها را به آن فرا خواند. قرآنرا به مردم بياموزد و آنها را به معانى قرآن، دانا و فهيم نمايد. مردم را از اينكه بدون طهارت قرآنرا مسّ كنند، بازدارد ... در حق با آنها مدارا كند، و در ظلم بر آنها سختگيرى كند؛ چرا كه خداوند، ظلم را دشمن داشته و از آن نهى كرده است ... در هنگامى كه بين مردم آشوب و درگيرى رخ مىدهد، مردم را از فراخواندن قبايل خود براى پشتيبانى و حمايت بر حذر دارد، و هركس اين فرياد را سرداد، با شمشير به سراغ او برويد ... هريك از يهوديان يا مسيحيان كه با رغبت اسلام آورند، از مسلمانان بوده و همه احكام اسلام درباره آنها خواهد بود. و هر كدام كه بر آيين يهود يا مسيحيّت باقى بمانند، در دين خود مورد آزار و
[١] - على احمدى، مكاتيب الرسول، ص ٤٠٥.