دين و دولت در انديشه اسلامي - سروش، محمد - الصفحة ١٩٩
وابستگانش و ....[١] ج) پيامبر اسلام، طى نامهاى به بنى اسد، قضاعى بن عمر را به عنوان حاكم آنان معرفى نمود.[٢] د) رسول خدا، معاذ بن جبل را به عنوان نماينده خويش و حاكم يمن به آنجا فرستاد و توصيههايى در زمينه برخورد با اهل كتاب و توجه به مظلومين و محرومين نمود.[٣] ه) علاء بن حضرمى را رسول اكرم، حاكم قطيف در بحرين قرار داد.[٤] و) قيس بن مالك را طى حكمى به امارت قوم خود منصوب نمود.[٥] ز) عبادة بن اشيب را بر قوم خودش منصوب كرد و در حكم آن مرقوم نمود:
بر هر كه اين نوشته من خوانده شود و اطاعت ننمايد، از سوى خداوند، يارى نخواهد شد.[٦] ح) پس از آن كه در سال دهم هجرت، خالد بن وليد را به منطقه نجران فرستاد تا بنى الحارث را به اسلام فراخواند و آنها همگى به اسلام روى آوردند و نمايندگانى به خدمت حضرت فرستادند. آن حضرت، قيس به حصين را كه از بزرگان آنان بود، به امارت ايشان برگزيد.[٧] علاوه بر موارد فوق، رسول خدا فرمانروايان و حاكمان ديگرى نيز براى مناطق مختلف انتخاب و نصب نمودند كه تفصيل آنرا بسيارى از مورّخان، سيرهنويسان و ترجمهنگاران آوردهاند.[٨]
[١] - محمد ابراهيم آيتى، تاريخ پيامبر اسلام، ص ٦٣٩.
[٢] - على احمدى، مكاتيب الرسول، ص ٣٤٥.
[٣] - البداية و النهاية، ج ٥، ص ١٠٣.
[٤] - تاريخ يعقوبى، ج ٢، ص ٥٨.
[٥] - على احمدى، همان، ص ٢٣٣.
[٦] - اسد الغابة، ج ٣، ص ١٠٤.
[٧] - على احمدى، همان، ص ١٨٦.
[٨] - براى نمونه، ر. ك: شيخ عبد الحى الكتابى، نظام الحكومة النبويه- التراتيب الاداريه، ج ١، ص ٢٤٠ و ٢٤٧.