دين و دولت در انديشه اسلامي - سروش، محمد - الصفحة ١٩٥
فان اعرضوا فما ارسلناك عليهم حفيظا ان عليكم الّا البلاغ؛[١] اگر روى گرداندند، تو را نگاهدارنده ايشان نفرستاديم، و بر تو جز رساند پيام ما وظيفهاى نيست.
فذكر انما انت مذكر لست عليهم بمصيطر الّا من تولى و كفر فيعذّبه الله العذاب الاكبر؛[٢] پند ده كه تو تنها پنددهندهاى، و بر آنان سلطهاى ندارى، مگر آن كس كه روى گردانيد و كافر شد، پس خدا او را عذابى بزرگ خواهد داد.
و اطيعوا الله و اطيعوا الرسول فان توليتم فإنما على رسولنا البلاغ المبين؛[٣] خدا را فرمان بريد، و پيامبر را اطاعت كنيد، و اگر روى برگردانديد، بر پيامبر ما فقط رساندن آشكار است.
و ما ارسلناك عليهم وكيلا؛[٤] و ما تو را وكيل بر آنها نفرستاديم.
وى در پايان اضافه مىكند: از نظر قرآن، حضرت محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم هيچ حقى بر امت خود، غير از حق رسالت ندارد، درحالىكه براى حكومت، به حق ديگرى بر مردم نياز است:
ان انا الّا نذير و بشير لقوم يؤمنون.[٥] انما انت نذير و الله على كل شىء وكيل.[٦] انما انت منذر، و لكل قوم هاد.[٧] نمونه افكار عبد الرزاق، در ديگر جوامع اسلامى نيز بروز كرده است؛ مثلا يكى از
[١] - شورى( ٤٢) آيه ٤٨.
[٢] - غاشيه( ٨٨) آيههاى ٢١- ٢٤.
[٣] - تغابن( ٦٤) آيه ١٢.
[٤] - اسراء( ١٧) آيه ٥٤.
[٥] - اعراف( ٧) آيه ٨٨.
[٦] - هود( ١١) آيه ١٢.
[٧] - رعد( ١٣) آيه ٨.