دين و دولت در انديشه اسلامي - سروش، محمد - الصفحة ١٨٦
روزه، چاشنى اجتماعى در كنار آنها زدهشده است. مقررات فراوان اجتماعى، سياسى، اقتصادى، حقوقى و جزايى اسلام، ناشى از اين خصلت است؛ همچنان كه مقرراتى از قبيل جهاد و امر به معروف و نهى از منكر، از مسئوليت اجتماعى اسلامى ناشى مىشود.[١] ويژگى ديگر مقررات اسلامى، رابطه تنگاتنگ و استوار آن با نظام سياسى حاكم بر جامعه است؛ بدين معنا كه در زمينه مسائل سياسى، اقتصادى، حقوقى، اجتماعى و حتى عبادى، قوانين و مقررّات به گونهاى ارائه شده است كه تنها با روى كار آمدن دولتى اسلامى، امكان اجراى صحيح، كامل و مطلوب آنها وجود دارد. و خلأ چنين دولتى به بروز پراكندگى در قوانين اسلامى و به هم خوردن انسجام آنها، تعطيل بخشهايى از اين قوانين، امكان سوءاستفاده از قوانين اسلامى، ضعف اجرا، به علت فقدان حمايت قانونى، و ... مىانجاند.
با يك نگاه اجمالى به دستوراتى كه در قرآن، متوجه جامعه اسلامى شده است، مىتوان تأثير مستقيم حاكميت اسلامى را در اجراى آنها تشخيص داد؛ مانند:
جاهدو فى الله حق جهاده؛[٢] در راه خدا جهاد كنيد، آن گونه كه حق جهاد او است.
وعدّوالهم ما استطعتم من قوّه؛[٣] در برابر دشمن هر چند مىتوانيد، نيرو فراهم سازيد.
السارق و السارقة فاقطعوا ايديهما؛[٤] دست مرد و زن دزد را قطع كنيد.
الزانية و الزانى فاجدوا كل واحد منهما مائة جلدة؛[٥] زن و مرد زناكار را هريك صد تازيانه بزنيد.
[١] - مرتضى مطهرى، جهان بينى اسلامى، وحى و نبوت( مشخصات اسلام) ص ٢٢٦.
[٢] - حج( ٢٢) آيه ٧٨.
[٣] - انفال( ٨) آيه ٦٠.
[٤] - مائده( ٥) آيه ٣٨ و
[٥] - نور( ٢٤) آيه ٢.