دين و دولت در انديشه اسلامي - سروش، محمد - الصفحة ١٨٠
همه جانبه، به اجرا در مىآمد تا آنجا كه ائمه عليهم السّلام نيز روزه و افطار خود را به همراه مردم ديگر، و بر طبق آنچه كه دستگاه حكومت اعلام مىنمود، انجام مىدادند.[١] در انجام مراسم حج، كه مسلمانان به صورت گسترده و منظم، در يك زمان و در يك مكان، به انجام وظايف خود مىپردازند، اين هماهنگى، ضرورت بيشترى پيدا كرده، و رهبرى نقش برجيتهترى ايفا مىكند، تا در مناسك آن و در اين اجتماع بزرگ اسلامى، بهويژه در وقوف و روز عيد، پراكندگى و تشتت رخ ندهد. ازاينرو از صدر اسلام، اين سنّت وجود داشته است كه هر سال، شخص خليفه و يا نمانده او به عنوان «امير الحاج» در مراسم حج حضور يافته، و اين مسئوليت را به انجام مىرسانده است.[٢]
٢. حفظ و احيا
حاكم اسلامى مسئوليت دارد تا از توقف و تعطيل احكام اسلامى جلوگيرى كند، و بهويژه اگر عبادتى، از جنبه اجتماعى، «شعار دين» تلقى مىگردد، به گونهاى كه بىاعتنايى به آن از سوى مسلمانان، اسلام و نظام اسلامى را سست و ضعيف جلوه مىدهد و از عزت و عظمت آن مىكاهد، دولت اسلامى موظف است كه در جهت حفظ و احياى آن فرمان الهى، مردم را به اقامه آن وادار نمايد.[٣]
مثلا در برنامههاى عبادى اسلام، حج مراسمى است كه در هر سال، قوّت و قدرت مسلمانان را از سراسر جهان، به نمايش مىگذارد. ازاينرو، پيشواى مسلمين بايد براى هرچه با شكوهتر بركزار شدن آن، سرمايه گذارى كند و اگر مردم در انجام آن كوتاهى نمايد، او موظف است كه آنان را بدان وادارد. و درصورتىكه فقر و تنگدستى، مانع از حركت آنان به سوى مكّه و حضورشان در اين مراسم شده،
[١] - حر عاملى، وسائل الشيعه، ج ٧، ص ٩٤- ٩٥.
[٢] - مسعودى د رتاريخ خود، نام اين گروه را از ابتداى اسلام تا عصر خود ثبت كرده است( مروج الذهب، ج ٤، ص ٣٩٦- ٤٠٨).
[٣] - عن الصادق عليه السلام:« لو عطل الناس الحج لوجب على الامام ان يجبرهم على الحج»( حر عاملى، وسائل الشيعه، ج ٨، ص ١٥).