دين و دولت در انديشه اسلامي - سروش، محمد - الصفحة ١٧٩
پيامهاى حيات اسلام، از صحنه زندگى بشر محو مىگردد.
نقش دولت اسلامى در برنامههاى عبادى
در هريك از برنامههاى عبادى، ويژگىهايى وجود دارد كه به ناچار، مديريتى كارآمد و توانمند مىطلبد. اين مديريّت كه نسءوليتهاى برنامهريزى، اجرا و كيفر متخلفان را به عهده دارد، نمىتواند چيزى جدا از دولت و حكومت باشد. ازاينرو، در بخشهاى مختلف عبادات اسلامى، از مسئوليتهاى «امام مسلمسن» و «حاكم اسلامى» سخن به ميان آمده است كه در اينجا به برخى از آنها مىپردازيم:
١. وحدت، هماهنگى و انسجام
نظر اسلام، در برگزارى و انسجام عبادات، بر هماهنگى و نظم است، اين هماهنگى در برخى از موارد، به شكل يك دستور فردى، و چه بسا به صورت غير الزامى و «حكم استحبابى» مطرح شده است؛ ولى در مواردى هم، شكل عمومى و حتمى دارد كه از سوى پيشواى مسلمانان اعمال مىشود؛ مثلا در روزه، تشخيص اينكه چه روزى عيد فطر بوده و مسلمانان بايد به روزهدارى پايان دهند، با تفحّص از سوى حاكم اسلامى و حكم امام، انجام مىگيرد. در صدر اسلام نيز مسلمين با روزه پيامبر، روزه مىگرفتند، و هر روز را كه آن حضرت افطار مىكردند، آنان نيز روز عيد مىدانستند.[١] به تعبير شيخ طوسى:
در سيره نبوى ثابت است كه رؤيت هلال، بر عهده رسول خدا بود و پيامبر متصدّى پيگيرى آن بود.[٢] پس از آن نيز اين كار به وسيله كسانى كه زمام امور جامعه را در دست داشتند و خليفه شورده مىشدند، انجام مىگرفت و در سطح جامعه، به صورت قوىّ و
[١] - جامع احاديث الشيعه، ج ٩، ص ٢٣٥.
[٢] - شيخ طوسى، تهذيب الاحكام، ج ٤، ص ١٥٥.