دين و دولت در انديشه اسلامي - سروش، محمد - الصفحة ١٧١
تصميم پيامبر اسلام درباره جنگ با ايشان كسب نمايد. حاطب نيز در پاسخ، از برنامه حضرت در جنگ، به آنها گزارش نمود و آنرا با پيكى به مكّه فرستاد. رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم با اطلاع از اين جريان، على بن ابى طالب عليه السّلام، و زبير را به سراع آن پيك فرستاده، نامه را از او گرفته، و حاطب را مؤاخذه نمودند.[١] روشن است كه اگر در چنين مواردى دولت اسلامى با قدرت برخورد نكند و نسبت به روابط پنهانى عناصر مرعوب يا طمعكار و يا فريبخورده در ميان مسلمانان با بيگانگان، كه چه بسا جنبه جاسوسى نيز به خود مىگيرد، اهمال ورزد، مصالح امت اسلامى، در معرض خطر جدى قرار مىگيرد و ممكن است به آسيبهاى جبرانناپذيرى بينجامد.
ثالثا: اين گونه آيات قرآن، سياست كلى جامعه اسلامى را در برخورد با بيگانگان ترسيم مىكند؛ ولى برخوردهاى عملى مسلمانان، با همه كافران و يا دولتهاى غير مسلمان، آن هم در شرايط گوناگون سياسى، نمىتواند يكسان و يكنواخت باشد. ازاينرو، تغيير شرايط بينالمللى و جابهجايى در صفبندىهاى جهانى، همچنين شيوه برخورد متقابل هريك از دولتهاى غير مسلمان و اهدافى كه دنبال مىكنند و ... امكان روابط ثابت و يكنواخت را از سوى مسلمانان سلب مىكند.
و چون مصالح جامعه اسلامى در انتخاب شيوهها و گزينش سياستها در معرض دگرگونى است، به ناچار در هر زمان بايد خط مشىهاى منطبق بر اصول اسلامى و در راستاى مصالح مسلمانان و مناسب با شرايط زمان انتخاب گردد.
گردآورى اطلاعات و اخبار مربوط، تحليل و ارزيابى صحيح از اوضاع و احوال، برنامهريزى و سياستگذارى براى روابط خارجى، مشخص كردن اوليتها و ...
مسئوليتهايى است كه نه در جامعه اسلامى مىتوان از آن چشمپوشى كرد، و نه مىتوان به سليقه افراد مختلف واگذار نمود كه نتيجهاى جز هرجومرج، بر زمين ماندن تكليف و شكستهشدن عظمت امت اسلامى در برابر بيگانگان نخواهد داشت. پس اجراى
[١] - شيخ طوسى، تبيان، ج ٩، ص ٥٧٦؛ محمد حسين طباطبائى، الميزان، ج ١٩، ص ٢٣٤.