دين و دولت در انديشه اسلامي - سروش، محمد - الصفحة ١٣٢
محاسبات خود به اين نتيجه رسيده بودند كه در مسابقه ترقى و تجدّد، دول اروپايى به علت آن كه دين را از زندگى دنيايى كنار زدند، در پيشرفتهاى علمى و بنانهادن تمدنى نوين، گوى سبقت را از ديگران ربودند. ازاينرو، مسلمانان نيز اگر بخواهند به چنين موقعيتى دست يابند، همين شيوه را بايد مورد عمل قرار دهند. طه حسين كه در بررسى عوامل از بين رفتن تمدن قديم مصر، حكومت عثمانى را مقصّر معرفى مىكند، معتقد است كه جبران اين عقبماندگى، در پيوستن مصر به تمدن اروپايى و پيروى مصريان از آنها است، و او اين كار را شدنى مىداند؛ زيرا:
يكى از مبانى تمدن امروزى جدايى دين از سياست است، لذا براى مصريان كاملا امكان دارد كه تمدّن اروپايى را جدا از دين مسيحى اقتباس كنند، پس يكى از شروط پيروى از تمدّن اروپايى جدا كردن دين از سياست است.[١] او در جاى ديگر مىگويد:
مسلمانان از گذشته اين اصل نو را دريافتهاند كه سياست چيزى و ديانت چيز ديگرى است و تأسيس دولت بر منافع عملى استوار است قبل از آن كه بر چيز ديگرى متكى باشد. اين تفكر زيربناى زندگى نوين در اروپا است؛ زيرا از زير بار انديشه قرون وسطى شانه خالى كرد و سياست خود را بر منافع روز پى افكند، نه وحدت مسيحيّت و نه اشتراك زبان و نژاد.[٢] البته طه حسين خوب مىداند كه نتيجه طرح او چه خواهد بود، و حتى از اينكه به اين سرانجام تصريح كند، ابايى ندارد. لذا مىنويسد:
ما امروز تاريخ خود را شناخته و عزت و كرامت خود را بازيافتهايم و يقين داريم كه ميان ما و اروپاييان فرقى نيست، لذا من از اينكه مصرىها در اروپايىها ذوب شوند وحشتى ندارم.[٣] هر چند اين نويسنده مسلمان به راحتى از ذوبشدن يك امت اسلامى در بيگانه سخن مىگويد كه جاى نگرانى هم ندارد، ولى او حتما مىداند كه تمدّن اروپايى، بدون
[١] - طه حسين، مستقبل الثقافه، ص ٢١.
[٢] - همان، ص ١٧.
[٣] - همان، ص ٦٣.