دين و دولت در انديشه اسلامي - سروش، محمد - الصفحة ١٠٩
٣. عناصر اصلى دموكراسى
هر چند دموكراسى داراى تعاريف گوناگونى است كه با توجه به آنها، حكم كلى درباره انطباق يا عدم انطباق آن با دين و حكومت دينى نمىتوان صادر كرد، ولى براى سهولت و روشن شدن مسئله، مىتوان مفاهيم و عناصر اصلى دموكراسى را از ديدگاه دينى، موردنظر قرار داد.
الف) دموكراسى، نفى استبداد
برخى از پژوهشگران سياسى، دموكراسى را در مفهوم جامع و فراگيرش، نقطه مقابل استبداد معرفى كردهاند. موريس دوورژه مىگويد:
اختلاف فاحشى كه رژيمهاى سياسى را از هم جدا مىكند، قطعا مبنى بر اين است كه زمامداران، نتيجه يك انتخاب عمومى و خالى از تقلب و تزوير هستند يا نيستند. طريقههاى انتخاب زمامدار تحت دو عنوان دستهبندى مىشوند: ١- طريقههايى كه نتيجه آنها انتخاب زمامداران به وسيله خود افراد است كه معمولا طريقههاى دموكراتيك خوانده مىشود. ٢- روشهايى كه بر عكس، با تمام قوا از انتخاب زمامداران به وسيله افراد مردم جلوگيرى مىكنند كه رژيمهاى استبدادى مىناميم.[١] بر اين اساس، وى دموكراسى سياسى را چنين تعريف مىكند:
دموكراسى عبارت از اين است كه زمامداران به وسيله يك انتخابات آزاد و بىغلوغش تعيين شوند. اين شرط آزاد و بىغلوغشبودن انتخابات، همانقدر لازم است كافى نيز هست، و دموكراسى اجتماعى، آن است كه قبل از آزادى، مساوات برقرار شود و به انقياد اقتصادى بعضى اشخاص از بعضى ديگر، يعنى به استثمار انسان از انسان خاتمه داده شود.[٢]
[١] - موريس دوورژه، رژيمهاى سياسى، ترجمه ناصر صدر الحفاظى، ص ١٥.
[٢] - همان، ص ٢٧.