رساله توضيح المسائل - فياض، شيخ محمد اسحاق - الصفحة ٧٧٧ - قصاص اعضاء
راقطع نمايد، هر دوى آنها حق دارند جانى را قصاص نمايند. بنابراين اگر دوّمى جانى را قصاص كند بايدديه انگشت اوّلى را بدهد، ولى اگر اوّلى به عنوان قصاص انگشت جانى را ببرّد، دوّمى دست او رامى برّد، امّا حق ندارد ديه انگشت را از جانى بگيرد همان طورى كه قبلًا گذشت.
(مسأله ٣٤٢٣) اگر عمداً انگشت مردى را ببرّد، سپس مجنى عليه قبل از بهبود يا بعد از آن جانى راعفو نمايد، قصاص ساقط است وديه نيز ندارد، ولى اگر انگشت او را به خطا يا بطور شبه عمد ببرّد و بعد مجنى عليه ديه را ببخشد، ديه ساقط مىشود. امّا اگر جنايت را عفو كند، سپس جنايت به كف دست سرايت نمايد قصاص در مورد انگشت ساقط است. در كف دست، چه مقصود جانى سرايت بوده يا نبوده، امّا نفس جنايت از چيزهايى است كه غالباً به سرايت منجر مىشود، قصاص در كف ثابت است. البته اگر قصد جانى سرايت نبوده بلكه سرايت جنايت بطور اتفاقى به وجود آمده باشد فقط ديه ثابت است نه قصاص و همينطور است حكم اگر جنايت به نفس سرايت كند.
(مسأله ٣٤٢٤) اگر مجنى عليه جانى را از قصاص نفس عفو كند قصاص ساقط نمىشود بلكه ولى حق دارد او را قصاص نمايد، همچنين است اگر مجنى عليه ديه نفس را ساقط كند.
(مسأله ٣٤٢٥) هرگاه جانى را قصاص نمايد و بعد جنايت بطور اتفاقى و بدون قصد به عضو ديگر يا جان او سرايت كند، ضمان و ديه ندارد.
(مسأله ٣٤٢٦) اگر جانى عمداً جنايت كند و به حرم خداى تعالى پناه ببرد قصاص نمىشود امّا در غذا و آب بر او سخت بگيرند تا از حرم خارج گردد و بعد از آن او را قصاص نمايند. امّا اگر در خود حرم مرتكب جنايتى گردد در همانجا قصاص مىشود. البته حرم پيامبر صلى الله عليه و آله و زيارتگاههاى ائمه عليهم السلام به حرم خداوند ملحق نبوده، حكم آن را ندارند.