رساله توضيح المسائل - فياض، شيخ محمد اسحاق - الصفحة ٥٥٦ - احكام وقف
حبس.
(مسأله ٢٤١٠) وقف براى كسانى كه در آينده منقرض خواهند شد و از بين خواهند رفت، صحيح است و بعد از بين رفتن موقوف عليهم، عين وقفى به ورثه واقف آنهم به كسانى كه در هنگام انقراض موقوف عليهم ورثه او هستند برمى گردد، بنابراين اگر واقف بميرد ودو پسر داشته باشد و يكى ازپسران نيز قبل از انقراض موقوف عليهم بميرد و از او پسرى بماند، سپس موقوف عليهم منقرض شوند، عين موقوفه فقط به پسر باقيمانده واقف برمى گردد و نوه واقف در آن حقى ندارد.
(مسأله ٢٤١١) فرقى نيست در صحّت وقف براى كسانى كه در آينده منقرض مىشوند و عين موقوفه به وارث واقف بر مىگردد بين اينكه موقوف عليهم از كسانى باشند كه غالباً منقرض مىشوند يا از كسانى باشند كه غالباً منقرض نمىشوند، امّا اتّفاقاً منقرض شوند؛ بلى اگر از قراين ظاهر شود كه خصوصيّت موقوف عليهم به نحو تعدّد مطلوب ملحوظ نظر واقف بوده يعنى از يك طرف قصد داشته كه اين مال وقف براى زيد و اولاد او باشد و از طرف ديگر قصد داشته كه اگر زيد و اولاد او نبودند فرق ندارد كه صدقه باشد براى ديگران، وقتى كه مطلوب اول از بين رفت اصل صدقه باقى مىماند، بنابراين با انقراض موقوف عليهم، عين موقوفه به وارث واقف بر نمىگردد، بلكه به عنوان صدقه باقى مىماند ومنافع آن در جهت ديگر با رعايت هرچه نزديكتر به نظر واقف مصرف مىشود.
(مسأله ٢٤١٢) اگر عينى را براى ديگرى وقف كند وشرط نمايد كه در صورت نياز، به خودش برگردد، چنين وقفى باطل است.
(مسأله ٢٤١٣) بنابر مشهور وقف بايد قطعى باشد پس اگر وقف را مشروط كند به امرى كه در آينده قطعاً واقع مىشود مثل اينكه بگويد كتابم را از روز جمعه آينده وقف كردم يا مشروط كند به امرى كه احتمال دارد در آينده واقع شود مثل اينكه بگويد اگر خداوند به من پسرى داد كتابم وقف باشد صحيح نيست اما به نظر مىرسد كه قطعى بودن شرط نيست بنابراين در مورد دو مثال ذكر شده وقف واقع مىشود لكن مستحب است بعد از زمان مذكور و تحقق شرط، صيفه وقف را تجديد كند.
(مسأله ٢٤١٤) اگر بگويد: «اين مال بعد از وفاتم وقف است»، صحيح مىباشد، امّا بنابر