رساله توضيح المسائل - فياض، شيخ محمد اسحاق - الصفحة ٤٦١ - يافتن حيوان گمشده
نمايد و خلاصه آنكه الفاظ تعريف نبايد مانند تعريف تفصيلى يا مثل مجهول صد در صد باشد بلكه حد وسط آن دو و زمينه سازرسيدن مالك به مال خويش باشد.
(مسأله ١٩٥٥) اگر مقدارى درهم يا دينار بيابد و بتواند صاحب آن را به سبب بعضى خصوصياتى كه در آن است، مثل عدد خاص و زمان و مكان خاص بشناسد، تعريف واجب است چون در اين صورت از چيزهايى نيست كه علامت ندارد و تعريف در آن ساقط است.
(مسأله ١٩٥٦) اگر كودك يا ديوانه چيزى را پيدا كند، واجب است كه ولى او يا ديگرى به مدت يك سال آن را تعريف كنند و بعد از تعريف- خواه از طرف ولى باشد يا از طرف ديگرى- تخيير قبلى جارى است.
(مسأله ١٩٥٧) اگر ملتقط، لقطه را بعد از تعريف كردن تملّك نمايد، سپس صاحب آن را بشناسد، چنانچه عين موجود باشد، مالك آن را مىگيرد، ولى مالك حق ندارد ملتقط را به دادن بدل از مثل يا بها وادار نمايد، همان طورى كه ملتقط نمىتواند مالك را به گرفتن بدل عوض از عين وادار نمايد، ولى اگر تلف شده باشد، مثل يا بهاى آن را مىگيرد.
(مسأله ١٩٥٨) اگر ملتقط آن را صدقه بدهد سپس صاحب آن را بشناسد، در اين صورت اگر به صدقه رضايت دهد اجر و ثواب صدقه مال اوست، امّا اگر رضايت ندهد، ملتقط بايد براى او مثل را در مثلى و قيمت را در قيمى بپردازد و اجر صدقه براى او خواهد بود، ولى مالك حق ندارد عين را از كسى كه به اوصدقه داده شده پس بگيرد چنانچه موجود باشد، نيز مثل يا قيمت را اگر تلف شده باشد.
(مسأله ١٩٥٩) لقطه در دست ملتقط امانتى است كه ضامن آن نيست مگر با تعدّى و تفريط و بين مدت تعريف و آنچه كه بعد از آن است فرقى نيست، البته اگر آن را بعد از تعريف تملّك نمايد يا صدقه دهد، اگر صاحبش بعد از رجوع رضايت ندهد به نحوى كه گذشت ضامن است.
(مسأله ١٩٦٠) اگر لقطه را به حاكم شرع بدهد، چنانچه حاكم شرع لقطه را قبول كرد، تعريف بر عهده اوست و گرنه بر عهده ملتقط است، منتهى قبول لقطه قبل از تعريف به عنوان ولايت براى حاكم شرع جايز نيست.
(مسأله ١٩٦١) اگر دو نفر عادل شهادت دهند كه مالك لقطه فلان شخص است، چنانچه گواهى قبل ازتملك باشد، دادن لقطه به او واجب است وتعريف هم ساقط مىشود، خواه اين