رساله توضيح المسائل - فياض، شيخ محمد اسحاق - الصفحة ٦ - احكام تقليد
(مسأله ٧) تقليد كودك مميز[١] صحيح است، بنابراين اگر مجتهدى كه كودك، پيش از بلوغ از او تقليد كرده است بميرد، كودك مىتواند بر تقليد او باقى بماند مگر آنكه مجتهد زنده اعلم باشد. اما چنانچه مجتهد مرده اعلم باشد واجب است بر تقليد او باقى بماند.
(مسأله ٨) اگر مرجع تقليد بميرد، چنانچه مجتهد مرده اعلم از مجتهد زنده باشد واجب است بر تقليد او باقى بماند، چه فتواى او را ياد گرفته يا نگرفته باشد و چه عمل به فتواى او كرده يا نكرده باشد و چنانچه مجتهد زنده اعلم باشد واجب است به او رجوع كند و چنانچه مساوى باشند يا اعلميت هريك بر ديگرى ثابت نشود- در صورتى كه علم به مخالفت فتواى مجتهد زنده با مرده ندارد- مىتواند بر تقليد مجتهد مرده باقى بماند و اگر علم به مخالفت فتواى مجتهد زنده با مرده پيدا كرد، بايدبه فتوايى كه مطابق احتياط است عمل كند و اگر عمل به احتياط ممكن نباشد، مقلد بين عمل به فتواى مجتهد مرده ياعمل به فتواى مجتهد زنده مخيّر است.
در صورتى كه مجتهد مرده در تنظيم قواعد و استنباط احكام شرعى آگاهتر، دقيقتر و قويتر از مجتهدان زنده و مرده باشد، بعيد نيست كه ابتداءً تقليد از او جايز باشد.
(مسأله ٩) چنانچه مجتهدان جامع الشرايط در فتوايى اختلاف نداشته باشند، تقليد در آن فتوا ازهركدام جايز است. اما چنانچه مقلد بداند ميان آنان در فتوا اختلاف هست (همانگونه كه غالباً چنين است) بايد از اعلم تقليد كند و چنانچه دراعلميت مساوى باشند، درصورت امكان به فتوايى كه مطابق احتياط است عمل كند و اگر ممكن نباشد مخير است كه درآن فتوا از هريك از آنها تقليد نمايد.
(مسأله ١٠) هر مكلفى موظف است تحقيق وجستجو كند تا مجتهد اعلم را بشناسد و در اين مدت بايد به احتياط عمل كند، اگرچه عمل به احتياط موجب تكرار شود.
(مسأله ١١) اگر يقين كند يكى از دو مجتهد كه اعلميّت منحصر به آن دو است قبلًا اعلم بوده است و احتمال دهد ديگرى بعداً اعلم يا مساوى شده است، در اين صورت بايد از اولى تقليد كند و چنانچه به اعلميت يكى از آنها يقين ندارد يا در صورت تساوى در اعلميت، بايد در هر مسأله به فتواى كسى كه فتواى او مطابق احتياط است عمل نمايد. بنابراين، اگر مقلد به گمان اينكه
[١] - بچهاى كه بتواند خوب را از بد تشخيص دهد.