تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٦٨ - سوره البقرة(٢) آيات ١ تا ٩
قوله تعالى (انا سمعنا كتابا انزل من بعد موسى) چه جن جميع قرآن را نشنيده بودند و قرآن با جمعه در آن زمان منزل نشده بود و مراد بما انزل من قبلك ساير كتب سابقه است و ايمان باين هر دو على الاجمال فرض عين است و باول دون ثانى بر وجه تفصيل فرض است از حيثية آنكه ما متعبديم بتفصيل آن و لكن واجب كفائيست زيرا كه وجوب آن بر هر مكلف موجب حرج است و فساد معاش حاصل كه قرآن هادى مؤمنان اهل كتابست كه با صفة اتقا تصديق بجميع كتب منزله نمودهاند وَ بِالْآخِرَةِ و بسراى ديگر كه قيامتست هُمْ يُوقِنُونَ ايشان بيقيناند و بىگمان و در وقوع آن اصلا شكى و شايبه بخود راه نميدهند و اين يقين ايشان مزيل اعتقاد فاسديست كه قبل از اين بر آن بودند از آنكه در بهشت داخل نميشود مگر يهود يا نصارى و آتش مس ايشان نميكند مگر ايام معدوده و مزيح اختلاف ايشان است در نعيم جنت كه آن از خبس نعيم دنيا است يا غير آن و در دوام و انقطاع آن و تقديم صله كه بالآخرة است و بناء يوقنون بر ضمير مرفوع منفصل كه آن ضمير هم است بجهة تعريض است مر ما عداى ايشان را از اهل كتاب بآنكه اعتقاد ايشان در امر آخرت غير مطابق است و غير صادق از ايقان و يقين عبارتست از اتقان علم بنفى شك و شبهه از آن باستدلال و لهذا علم بارى تعالى و علوم ضروريه بآن موصوف نميشود و آخرة تانيث آخر است و آن صفة دار است بدليل قوله تعالى تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ و بعد از آن آن را از اسماء غالبه گردانيدهاند مانند دنيا كه تأنيث ادنى و صفة دار است و از اسماء غالبه و تسميه عالم سفلى بآن يا بجهة دنو آنست بخلقان يا بجهة دناءة آن و در مجمع البيان آورده كه ايمان بغيب اگر چه شامل تصديق بآخرتست اما تخصيص آن بذكر جهة تصريح است بر رد جحود كفار كه ميگفتند إِنْ هِيَ إِلَّا حَياتُنَا الدُّنْيا پس وصف اهل ايمان و تخصيص ايشان بآن بجهة زيادتى مدح ايشان باشد و از حضرت رسالت صلّى اللَّه عليه و آله مرويست كه فرمود عجب دارم از كسى كه مخلوقات و صنايع الهى را مشاهده كند و در وجود خدا شك نمايد و عجب دارم از آنكه شخصى نشاءه اولى را داند و نشاءه آخرت را منكر شود و متعجبم در آنكه كسى هر شب ميميرد و هر روز زنده ميشود و منكر بعث و نشور است و عجب دارم از آنكه سراى خلود را تصديق ميكند و سعى از براى سراى غرور ميكند و عجب دارم از آنكه او را از نطفه آفريدهاند و باز مردار ميشود و در زمين بتكبر ميرود و در تورية نوشته (عجبت لمن ايقن بالموت كيف يضحك) آوردهاند كه حضرت رسالت صلّى اللَّه عليه و آله روزى از جوانى انصارى پرسيد كه هر چيزى را حقيقتى است حقيقت ايمان تو چيست گفت يا رسول اللَّه (ص) آنچه مأمور شدهام بآن شب و روز بجا ميآورم و از منهيات احتراز مينمايم و چنان بيقينم در امور آخرت كه گوييا در عرش خدا مينگرم و اهل بهشت را ميبينم كه بزيارت يكديگر ميروند و اهل دوزخ را ميبينم كه ببانك و خروش