تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٣٣ - سوره البقرة(٢) آيات ١٥٠ تا ١٥٩
الحصول دفع آن واجبست امرى ضروريست و احتياج بدليل ندارد و دليل نقلى كتابست و سنت اما كتاب كقوله تعالى ادْعُوا رَبَّكُمْ تَضَرُّعاً وَ خُفْيَةً و قوله فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ و قوله اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْراً كَثِيراً وَ سَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَ أَصِيلًا و قوله لنبيه قُلِ اللَّهُ ثُمَّ ذَرْهُمْ و اما سنت بسيار است و ذكر آن مفضى با طناب و اينجا بر ترجمه بعضى از روايات اختصار ميرود از ابى عبد اللَّه ع روايتست كه حق تعالى فرموده كه هر كه بجهت مشغولى او بذكر من از رفع مسئله خود بمن غافل شود افضل آنچه از من توقع داشته باشد باو عطا نمايم و نيز صادق ع فرموده كه در حديث قدسى آمده كه هر كه ياد من كند در مجمع مردمان من ياد او كنم در مجمع فرشتگان و نيز فرموده هر چيز بر احدى و نهايتى هست مگر ذكر من كه او را حدى نيست كه بآن منتهى شود و بعد از آن فرمود كه پدرم ع كثير الذكر بود بر وجهى كه در رفتن و نشستن و طعام خوردن و مكالمه كردن با مردمان در ياد خدا بودى و من پيوسته ميديدم كه لسان او بحنك ملصق شده بود و ميگفت
لا اله الا اللَّه
و ما را جمع ميكرد و بذكر قراءة امر ميفرمود تا كه آفتاب طلوع ميكرد و ميگفت كه در خانه كه در او ذكر و قراءة بسيار باشد حقتعالى بركت در آن زياد كند و ملائكه در آن حاضر شوند و شياطين از آن فرار نمايند و آن خانه روشن و درخشان باشد از براى اهل آسمان مانند درخشيدن ستارگان از براى اهل زمين و هر خانه كه در او ذكر خدا نكنند و قراءة قرآن ننمايند بركت آن كم شود و ملائكه از آن هجرت كنند و شياطين در آن حاضر شوند و بعد از آن فرمود كه مردى نزد پيغمبر ص آمد و گفت يا رسول اللَّه بهترين اهل مسجد كدامند فرمود
اكثرهم ذكرا
هر كه ذكر او بيشتر باشد و ابو بصير از ابى عبد اللَّه ع روايت كرده كه شيعه ما كسانيند كه در خلوة ذكر خدا بسيار كنند و نيز فرموده كه حق تعالى بموسى خطابكرد كه ذكر مرا بسيار كن در شب و روز و در حالت ذكر خاشع و خاضع باش و از حضرت رسالت ص مرويست كه چهار چيزند كه غير مؤمن بآن اقدام نمينمايد يكى صمت و اين اول عبادتست دوم تواضع براى خدا سيم ذكر او سبحانه در همه احوال چهارم قلة مال و صادق ع فرموده كه مؤمن بهر ميته فوت شود از غرق و هدم و سبع و صاعقه و غير آن و اما اگر ذاكر خدا باشد باين نوع ميته هلاك نشود و در بعضى احاديث قدسيه وارد شده كه هر بنده كه من مطلع شوم بر قلب او و غالب بر او تمسك او باشد بذكر من او را سياست نكنم و هميشه جليس و انيس و مكالم او باشم و از حضرت رسالت ص ماثور است كه حق تعالى بمن خطاب فرمود كه اگر بنده بذكر من مشغول باشد و نفس او اراده خطيئه نمايد من حايل شوم ميان نفس او و خطيئه او و نگذارم كه هيچ معصيتى از او صادر شود و اگر جماعتى در زمين مستوجب آن شده باشند كه عقوبت من بر ايشان نازل شود و در ميان ايشان يكى ذاكر من باشد من بجهت ذكر او آن عقوبت را از ايشان بگردانم و نيز از آن حضرت مرويست كه موسى ع از حق تعالى سؤال كرد كه بار خدايا تو نزديكى بمن تا با تو راز