تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٢٩ - سوره البقرة(٢) آيات ١٥٠ تا ١٥٩
و غنى از آنچه در دستهاى مردمان باشد و از ابن عباس منقولست كه مراد آنست كه تمام كنم نعمت خود را بر شما در دنيا و آخرت اما در دنيا شما را بر اعدا مظفر و منصور گردانم و ارضين و ديار و اموال ايشان را بتصرف شما درآورم و اما در آخرة جنت و رحمت خود را بشما كرامت نمايم و شبهه نيست كه محبت امير المؤمنين و اولاد امجاد او صلوات اللَّه عليهم اجمعين از تمامى نعمتست چنانچه در آيه كريمه الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي شاهد اينست و تبيين اين آيه در موضع خود سمت تحرير خواهد يافت انشاء اللَّه تعالى و در كنز العرفان مذكور است كه در سبب تكرار آن چند وجه ذكر كردهاند اول آنكه از باب تاكيد لفظى است چه تاكيد در جمله و مفرد ميرود دوم تاكيد امر قبله است و در دفع احتمال نسخ چه هر حكمتى شرعى در مظنه آنست كه منسوخ شود سيم آنكه اعاده بجهت آنست كه تا ما بعد ان بر آن معلق شود هم چنان كه در اين آيه فرمود كه لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَيْكُمْ حُجَّةٌ پس ذكر آن در مرتبه ثانيه نيز بجهت اين است چهارم اينكه در هر صورتى كه ممكن باشد حمل كلام بر معنى تاسيس از آن عدول جايز نيست پس بنا بر اين در اين كلام تكرار منفى است زيرا كه مىگوييم مراد از اول آنست كه (اذا خرجت مترقبا للوحى فى امر القبلة طالبا للصلاة فى مسجدك فول وجهك و كذلك اصحابك حيث كانوا من المواضع فى المدينة) و مراد از ثانى اينكه (اذا خرجت الى السفر و اردت الصلاة و از ثالث اينكه اى بلد كنتم من البلاد فولوا وجوهكم) يا آنكه (على اى حال كنتم حاضرين او مسافرين) پنجم آنكه تكرار آن بجهت تعدد علل آنست چنان كه از انوار نقل كرده شد دوم آنكه لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ به اين معنى است كه (امرتم بالتوجه الى- الكعبة لئلا يكون لاهل الكتاب حجة عليكم) چه اگر تحويل قبله نميشد هر آينه عرب گفتندى كه محمد (ص) بر ملت ابراهيم است و قبله ابراهيم كعبه بوده پس چرا توجه بآن نميكند و يهود گفتندى در تورية مذكور است كه قبله پيغمبر آخر الزمان (ص) كعبه باشد بعد از آنكه نماز كرده بجانب صخره و چون محمد (ص) بر قبله ما نماز ميگذارد پس پيغمبر نيست حقتعالى ميفرمايد كه اگر قبله تو را بيت المقدس ميگردانيديم و تحويل آن نميكرديم ايراد اين هر دو طايفه بر تو متوجه ميشد سيم و لاتم نعمتى عطفست بر (لئلا يكون اى وجوب التولية ليتم نعمتى عليكم فان قبلتكم وسط كما ان نبيكم وسط و شريعتكم وسط و انتم امة وسط) و قوله لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ سبب ثالث غائيست از براى توليه كَما أَرْسَلْنا فِيكُمْ رَسُولًا مِنْكُمْ متصل است بما قبل خود و ما مصدريه و تقدير اينكه (و لاتم نعمتى عليكم فى امر القبلة او فى الآخره كما اتممتها بارسال رسول منكم) يعنى اتمام نعمت كردم بر شما در امر قبله يا