تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٥٠ - سوره البقرة(٢) آيات ١٠٠ تا ١٠٩
يا عالم باشند بقبح آن بر وجه يقين و يا دانند حقيقت آنچه تابع آن است از عذاب كه عين غبن و زيان اين سود است و توفيق ميان وَ لَقَدْ عَلِمُوا و لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ آنست كه چون ايشان عمل نكردند بآنچه دانستند پس گوييا علم بآن نداشتند و گويند ضمير در (اول) راجع بشياطين و احبار سحره است و در (ثانى) راجع بيهود و در انوار آورده كه مثبت قبح استبدال مر ايشان را در اول بر تأكيد قسمى عقل غريزى بود و علم اجمالى بقبح آن و عدم تيقن ايشان در ثانى جهت عدم تحقق ايشان بود بترتب عقاب بر آن و يا اول بجهت دليل عقلى باشد بر قبح آن و ثانى جهت عدم مشاهده عذاب بر آن وَ لَوْ أَنَّهُمْ و اگر اين جهودان آمَنُوا گرويدندى بمحمد صلّى اللَّه عليه و آله و قرآن وَ اتَّقَوْا و پرهيز كردندى از سحر و كيش يهود و نبذ كتاب و ساير معاصى لَمَثُوبَةٌ هر آينه پاداش مِنْ عِنْدِ اللَّهِ از نزد خداى خَيْرٌ بهتر است از رشوه بر كتمان نعت پيغمبر و ساير افعال قبيحه مذكوره لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ اگر بودندى كه بدانستند كه ثواب بهتر است تجهيل ايشان بجهت ترك تدبر است و يا بجهت ترك عمل بعلم يعنى چون عمل بآن نمىكنند پس گوييا كه علم بآن ندارند و بدانكه لَمَثُوبَةٌ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ خَيْرٌ جواب لَوْ است و اصل آن اينست كه (لا يثيبوا مثوبة من عند اللَّه خيرا مما اشتروا به انفسهم) يعنى اگر يهود ايمان آوردندى و از معاصى اجتناب كردندى هر آينه ايشان را پاداش دادندى پاداشى از نزد خداى كه بهتر است از آن چيزى كه نفس خود را استبدال بآن كردهاند پس حذف فعل شده و ما بقى به جمله اسميه مركب گشته تا دلالت كند بر ثبوت مثوبت و جزم بخيرية آن و حذف مفضل عليه بجهت اجلال مفضل است از آنكه منسوب (بمفضل عليه) باشد و تنكير مثوبة جهت افاده قلت آنست اى (شيء من الثواب خير فضلا عن كثير) و گويند لو براى تمنى است لَمَثُوبَةٌ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ خَيْرٌ كلاميست مبتدا و مستقل و تسميه جزا بثواب و مثوبة جهت آنست كه بازگشت محسن بآنست چه ثواب و مثوبة بمعنى باز گشتن است و در آيات مذكوره دلالت است بر آنكه افعال مختلف ميشود بحسب اختلاف مقاصد و لهذا تعلم سحر بجهت ازاله شبهه و تحرز از آن ايمانست و بجهت استعمال آن كفر است و اينكه بعضى گفتهاند كه ساحر ميتواند كه انسان را بحمار گرداند و قلب صورتى كند بصورت ديگر و انشاى حيوان كند بر وجه اختراع و از مغيبات خبر دهد غير صحيح است و مصدق اين منكر نبوت و اما بمعجزات اين صورت ممكن است و اگر ساحر بر اين نوع قادر ميبود هر آينه قدرت ميداشت بر استخراج كنوز از معادن باطنيه و تسلط ببلدان بقتل ملوك و غير آن و حال آنكه حال سحره در نهاية سوئة است و پريشانى و هميشه در كيد و احتيال ميگذرانند و قادر نيستند كه توسعه روزى خود كنند و اما آنچه مرويست