تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٨٠ - سوره البقرة(٢) آيات ٤٠ تا ٤٩
مجمع آورده كه از ابن عباس مرويست كه مراد تفضيل ايشانست بر عالميان اهل زمان ايشان چنان كه باين مفسر شد نه مطلقا زيرا كه باجماع امت پيغمبر ما صلّى اللَّه عليه و آله افضل امماند هم چنان كه پيغمبر ما صلّى اللَّه عليه و آله و سلم افضل جميع پيغمبرانست بدليل قوله تعالى كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ و نزد بعضى مراد تفضيل ايشانست در اشياى مخصوصه كه آن انزال من و سلواست و ارسال رسل در ميان ايشان و انزال كتب بر ايشان و غير آن از نعم عظيمه چون تغريق فرعون و آيات كثيره كه استدلال بآن بر وجه سهولت بود و تفضيل در اشياء مخصوصه موجب آن نيست كه افضل همه مردمان باشند على الاطلاق كما يقال حاتم افضل الناس في السخاء و نظير اين آيتست قوله تعالى وَ إِذْ نَجَّيْناكُمْ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ يَسُومُونَكُمْ سُوءَ الْعَذابِ الى قوله وَ أَنْتُمْ تَنْظُرُونَ و بعضى گفتهاند كه امر بتذكير نعمت در آيه سابقه بر طريق اجمال است و در اين آيه بر سبيل تفصيل پس تكرار نباشد و يا آنكه در اول ذكر نعمت است بر ايشان و در ثانى تذكير نعمت بر آباى ايشان پس موجب تكرار نباشد و در انوار آورده كه تكرار تذكير نعمت براى تاكيد است و تذكير تفصيلى كه آن اجل نعم است خصوصا و ربط آن بوعيد شديد جهت تخويف آن كسيست كه از آن غافل شود و بحقوق آن اخلال نمايد باين استدلال كردهاند بر تفضيل بشر بر ملك و اين ضعيف است بجهت آنكه مراد بعالمين عالميان زمان ايشانند چنان كه ابن عباس فرموده و يا آنكه مراد تفضيل است در اشياء مخصوصه كه دانسته شد پس موجب افضليت مطلقه نباشد و چون حقتعالى بيان نعم عظيمه كرد بر ايشان در عقب آن تخويف و تهديد ايشان مينمايد در كفران آن بقوله وَ اتَّقُوا يَوْماً و بترسيد از عذاب و حساب روزى كه در آن روز لا تَجْزِي حق گذارى نكند يعنى نتواند گذارد و ادا نتواند كرد نَفْسٌ هيچ نفس مؤمن عَنْ نَفْسٍ از نفس كافر شَيْئاً اندك چيزى را از حقوق مردمان كه در ذمة او باشد يا كفايت نكند هيچ شخصى از هيچ كسى چيزى را از عذاب و ميتواند بود كه نصب شيئا بر مصدريت باشد و معنى آن كه نگذارد هيچ كس از غير خود گذاردنى اندك و ايراد آن بتنكير با تنكير نفس از جهت تعميم است و اقناط كلى و جمله مذكوره صفة يوم است و عايد بآن محذوف است و تقدير اينست كه لا تجزى فيه و كسى كه تجويز حذف عايد مجرور نميكند ميگويد كه حذف حرف جر كردهاند و آن را جارى مجراى مفعول به گردانيدهاند و بعد از آن حذف مفعول كردهاند مانند حذف آن در ام مال اصابوا وَ لا يُقْبَلُ مِنْها عطفست بر لا تجزى يعنى بترسيد از روزى كه در آن پذيرفته نشود از نفس عاصيه يعنى براى او شَفاعَةٌ درخواستى بر تقدير آن كه كسى شفاعت او كند وَ لا يُؤْخَذُ مِنْها عَدْلٌ و فرا گرفته نشود از آن نفس فديه كه عوض خود بدهد براى كشيدن عذاب در دفع عقاب از خود