تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٠٩ - سوره البقرة(٢) آيات ١٨٠ تا ١٨٩
صرف مكنيد چون شرب و زنا و انواع فسق مرويست از ابى عبد اللَّه ع كه قريش قمار بازى ميكردند در اهل و مال خود حق تعالى باين آيه ايشان را از آن نهى فرمود اولى حمل آنست بر جميع انواع معصية و بدانكه اضافه اموال بضمير مخاطب با آنكه مراد (اموال بعضكم) است از حيثيت آنست كه (المؤمنون كنفس واحدة) و مثل اين است وَ لا تَقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ و تنقيح اين از كلام صاحب كنز العرفان بعد از اين معلوم خواهد شد و بين منصوب است بر ظرف يا آنكه حال است از اموال و قوله وَ تُدْلُوا عطفست بر فعل منهى يعنى و فرو مگذاريد و القا مكنيد بِها بدان مالها يعنى حكومت آنها را إِلَى الْحُكَّامِ بسوى حكم كنندگان ستمكار كه ملوك و سلاطين روزگارند و يا بعضى از اين مالها را برشوت بحكام اسلام مدهيد لِتَأْكُلُوا تا بخوريد بحمايت ايشان يا برفع تحاكم بايشان فَرِيقاً مِنْ أَمْوالِ النَّاسِ پاره از مالهاى مردمان بِالْإِثْمِ بظلم و ستم كه موجب گناه است چون شهادت زور و يمين كاذبه و ميتواند بود كه جار و مجرور منصوب المحل باشد بحالية يعنى در حالى كه ملتبس باشيد باثم و معصيت وَ أَنْتُمْ تَعْلَمُونَ و حال آنكه شما ميدانيد كه مبطلانيد و از جمله عاصيان و ظالمان كقوله وَ تَكْتُمُوا الْحَقَّ وَ أَنْتُمْ تَعْلَمُونَ و شبهه نيست كه ارتكاب معصيت با علم بآن اقبح است و اقدام بر معصيت با علم بآن يا با تمكن از علم اعظم يا مراد حكام عدل باشند يعنى حكومت اموال بايشان رفع مكنيد بقصد باطل و ناروا بوسيله يمين كاذبه و شهادت زور چنان كه مرويست كه عبدان حضرمى دعوى قطعه زمين كرد بر امرئ القيس كندى و او را بينه نبود حضرت صلّى اللَّه عليه و آله حكم فرمود بسوگند خوردن امرء القيس چون قصد سوگند كرد اين آيه را بر او خواند كه إِنَّ الَّذِينَ يَشْتَرُونَ بِعَهْدِ اللَّهِ وَ أَيْمانِهِمْ ثَمَناً قَلِيلًا امرء القيس از يمين مرتدع و منزجر شد و قطعه زمين را تسليم عبدان كرد حقتعالى اين آيه فرستاد و در اين دليل است بر آنكه حكم قاضى باطنا نافذ نيست و مؤيد اينست روايت ابى هريرة از پيغمبر ص كه
انما انا بشر مثلكم و انتم تختصمون الى و لعل بعضكم تكون الحن بحجته من بعض فاقضى له على نحو ما اسمع منه فمن قضيت له بشيء من حق اخيه فانما اقضى له قطعة من نار
يعنى من آدميم مثل شما و شما رفع تخاصم و تحاكم ميكنيد بر من شايد كه بعضى از شما حجت خود را بهتر عرض تواند كرد از بعضى ديگر پس من حكم كنم براى او بمانند آنچه از او شنيده باشم و حال آنكه نفس الامر چنين نباشد پس هر كه من براى او حكم كنم بچيزى از مال برادرش آن پاره آتش است كه از براى او حكم ميكنم و صادق ع فرمود كه مراد بباطل در اين آيه يمين كاذبه است و مصدق قول اول است اينكه از صادق ع روايت كردهاند كه
سيكون فى هذه الامة حكام يحكمون بخلاف الحق فنهى اللَّه المؤمنين ان يحاكموا اليهم
يعنى حقتعالى در ازل ميدانست كه حاكمانى پيدا شوند