تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٠٤ - سوره البقرة(٢) آيات ١٨٠ تا ١٨٩
طلب كنيد آنچه نوشته است خدا براى شما از حلالى كه تبيين آن نموده در كتاب خود و از محرمات او اجتناب كنيد از صادق ع مرويست كه مردى از اصحاب سيد عالم صلّى اللَّه عليه و آله كه او را مطعم بن جبير گفتندى پير و ضعيف شده بود و در ماه رمضان بروزه رفت و چون محل افطار در رسيد زن او طعام ديرتر نزد او آورد و او قبل از افطار بخواب رفت چون از خواب بيدار شد بزن گفت در اين شب اكل بر من حرام شد پس بدون افطار بروزه رفت چون روز شد بحفر خندق حاضر شد در اثناى روز بيهوش شد رسول صلّى اللَّه عليه و آله چون او را بديد رقت فرمود حق تعالى اين آيه نازل ساخت كه وَ كُلُوا وَ اشْرَبُوا و بخوريد و بياشاميد در شبهاى روزه حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَكُمُ تا وقتى كه روشن شود مر شما را الْخَيْطُ الْأَبْيَضُ رشته سفيد اين كنايه است از روشنايى روز مِنَ الْخَيْطِ الْأَسْوَدِ از رشته سياه اين اشارت است بتاريكى شب و قوله مِنَ الْفَجْرِ بيان خيط ابيض است يعنى رشته سفيد كه آن روشنايى روز است از براء بن عازب روايتست كه اين آيه در حق مردى آمد از انصار نام او قيس بن صرمة كه مردى ضعيف و نحيف و پير بود روزى از روزهاى ماه رمضان در زمينى كه او را بود كار ميكرد در وقت افطار بخانه امد زن او طعام نساخته بود چون بطعام پختن مشغول شد قيس بآب افطار كرده خواب بر او غلبه كرد و بخفت چون بيدار شد وقت نماز خفتن كه نهايت زمان افطار بود گذشته بود او طعام نخورد و بروزه رفت و در روز بسيار رنجور شد و از پاى در آمد نماز پيشين رسول ص او را ديد گفت يا ابا قيس ترا چه بوده است وى قصه معروض داشت حضرت دلتنگ شد حقتعالى اين آيه فرستاد و اين تكليف را تخفيف داد و بدانكه حقتعالى تشبيه فرموده اول آنچه ظاهر ميشود از فجر معترض در افق و آنچه ممتد ميشود از تاريكى شب بدو خيط ابيض و اسود اكتفاء فرموده ببيان خيط ابيض بقوله من الفجر از بيان خيط اسود بجهت دلالت آن بر آن و خيطين باين بيان خارج شدهاند از استعاره بتمثيل و ميتواند بود كه من براى تبعيض باشد چه اول آنچه ظاهر مى شود بعضى از فجر است عدى بن حاتم گويد كه پيغمبر ص نماز و روزه را تعليم من ميكرد در باب روزه فرمود كه چون آفتاب فرو رود روزه بگشاى و اين هنگام طعام و شراب تو را مباح است تا كه خيط ابيض از خيط اسود هويدا شود من در شب برخواستم و دو رسن پيش خود نهادم و در او مينگريستم گاهى بر من مشتبه و گاهى نمايان ميگشت من بيامدم و رسول را خبر دادم تبسم فرمود و گفت يا بن حاتم نميدانى كه مراد از بياض صبح است و از سواد شب و در صحيحين مذكور است كه سهل ساعدى روايت كند كه تا در آيه من الفجر نازل نشده بود بعضى صحابه رشته سفيد و رشته سياه بر پاى بسته بمفطرات اشتغال نمودندى تا آنكه هر دو رشته از هم متبين ميشدند ترك مفطرات ميكردند حقتعالى بجهت رفع