تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٤٨ - سوره البقرة(٢) آيات ٣٠ تا ٣٩
لايق بعظمت و جلال تو باشد لا عِلْمَ لَنا هيچ دانشى نيست ما را إِلَّا ما عَلَّمْتَنا مگر آن چيزى را كه تعليم داده ما را و علم باسماء مسميات از آن جمله نيست اينكلام با وجود آنكه متضمن اعترافست بعجز و قصور ايشان اشعار است بر آنكه سؤال ايشان بطريق استفسار بوده نه بر وجه اعتراض و ايماء بآنكه فضل انسان و حكمت در خلق آن بر ايشان مخفى بود و اظهار شكر نعمت او بآنچه ايشان را شناسا ساخت و از براى ايشان كشف آن چيزى نمود كه برايشان متشبه بود و مراعات ادب بتفويض علم باو سبحانه و سبحان مصدر است چون غفران و مستعمل نيست مگر گاهى كه مضاف باشد و منصوب باضمار فعل خود باشد مانند معاذ اللَّه و گاه هست كه او را علم تسبيح ميگردانند بمعنى تنزيه بر سبيل شذوذ كقولهم (قد قلت لما جاءني فخره سبحان من علقمه الفاخر) و تصدير كلام باين اعتذار است از استفسار و جهل بحقيقت حال و لهذا آن را مفتاح توبه ميگردانند هم چنان كه موسى عليه السّلام فرمود سُبْحانَكَ تُبْتُ إِلَيْكَ و يونس عليه السّلام گفت سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ و بعد اعتراف بجهل خود كرده گفتند كه إِنَّكَ أَنْتَ الْعَلِيمُ بدرستى كه تويى تو بسيار دانا بجميع معلومات بر وجهى كه هيچ خافيه بر تو مخفى نيست و در علوم متناهيه خود احتياج بتعليم غير ندارى الْحَكِيمُ محكم كار صاحب كردار كه هر چه كنى و گويى عين علم و حكمت و محض مصلحت باشد پس بعلم شامل خود ميدانى كه منصب خلافت و رتبه علم بكه مىبايد داد بدانكه (انت) ضمير فصل است و گفتهاند كه از براى تأكيد كاف است كما فى قولك (مررت بك انت) و اگر چه جايز نيست (مررت بانت) زيرا كه در تابع شايع است آنچه در متبوع شايع نيست و لهذا جايز است (يا هذا الرجل) و جايز نيست يا الرجل و نزد بعضى (انت) مبتدا است و ما بعد آن خبر آن و اينجمله خبر ان و چون ملائكه بعجز و قصور خود اعتراف كردند حقتعالى خطاب بآدم كرد و از جهت اظهار شرف و فضيلت او بر ملائكه قالَ فرمود كه يا آدَمُ أَنْبِئْهُمْ اى آدم خبر ده و اعلام كن اين ملائكه را كه در حوالى منبر تو نشستهاند بِأَسْمائِهِمْ بنامهاى ايشان اضافه براى ادنى ملابسه است يعنى نامهاى اشخاص مسميات كه عرض بر ايشان كرده بودم فَلَمَّا أَنْبَأَهُمْ پس آن هنگام كه آدم عليه السّلام خبر داد ملائكه را بِأَسْمائِهِمْ نامهاى ايشان باين طريق كه اسم هر شيء و منافع و مضار او را اعلام ايشان كرد قالَ گفت حقتعالى ملائكه را از روى تنبيه نه بر وجه استفهام أَ لَمْ أَقُلْ لَكُمْ آيا نگفتم مر شما را همزه براى انكار است و دخول آن بر حرف جحد مفيد تقرير و اثبات يعنى البته گفتم مر شما را إِنِّي أَعْلَمُ آنكه بتحقيق من ميدانم غَيْبَ السَّماواتِ آنچه پوشيده است از احوال آسمانها وَ الْأَرْضِ و آنچه در زمين است از امور غيبيه هم چنان كه ميدانم آنچه نزد شما