تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٢ - مقدمه
و مؤلف بود على ما هو عليه الهدى در تصنيفات خود آورده استدلال بر اينمدعا آنست كه در زمان آن حضرت قرآن را بدرس ميخواندند و حفظ جميع آن ميكردند و معين و مقرر شده بود كه جمعى از اصحاب در حفظ آن ميكوشيدند و آن را هميشه بر پيغمبر عرض ميكردند و پيوسته بر او ميخواندند و جماعتى از صحابه مثل عبد اللَّه بن مسعود و ابى بن كعب و غير ايشان چندين نوبت ختم قرآن كرده بودند بر آن حضرت و اين همه دلالت ميكند بر اينكه قرآن مجموع و مؤلف و مرتب بود نه مشور و مثبوت و كسى كه خلاف اين كرده از اماميه و حشويه قول او غير معتد به است چه مستند خلاف ايشان اخبار ضعيفه است كه اصحاب حديث نقل كردهاند و امرى كه معلوم مقطوع الصحة است بآن را جمع داشتن خلاف عقل و نقل است فصل نهم در بيان اعجاز قرآن و خرق عادات و استدلال بآن بر صدق دعوى خاتم پيغمبران بدانكه علما و ابعد از اتفاق ايشان بر اعجاز قران و تحدى حضرت رسالة (ص) بآن اختلافست در آنكه اعجاز بآن بجهة فصاحت مفرطه است يا نظم مخصوص و اسلوب بديع آن يا صرف حقتعالى همه عرب را از معارضه آن و صلب علمى از ايشان كه بآن تمكن داشته باشند از مماثله آن در نظم و فصاحت و موضع اين مبحث كتب مدونه علماى عربيه است و در تنقيح اين مشايخ متكلمين تدوين كتب كردهاند خصوصا علم الهدى كه در كتاب موضح ايضاح اين معنى فرموده و كشف اصداف استار از وجه لالى اعجاز قرآن نموده بر وجهى كه بادنى تأملى پى بآن ميتوان بر دو باندك توجهى علم بآن حاصل ميتوان كرد فصل دهم در ذكر احاديث و اخبارى كه دلالت ميكند برتر غيب قراءة قرآن و دانستن معانى فرقان و چون ذكر همه احاديث و اخبار وارده در اين باب و بيان ترجمه هر يك از آن سر رشته كلام را بسر حد اطناب ميكشد از اينجهة در اين فصل اكتفاء بمضامين آن نموده ميشود و از الفاظ احاديث كه فارسى زبانان را از آن حظى نيست فرو گذاشت ميرود و اللَّه الهادى و عليه اعتمادى از طريق موافق و مخالف مروى است كه حضرت رسالت (ص) در حين وصيت فرمود كه من در ميان شما دو امر عظيم ميگذارم يكى كتاب خدا و ديگرى اهل البيت من هر گاه كه متمسك باين هر دو شويد و دست اعتصام در حبل متين آن دو زنيد هرگز گمراه نشويد و اين هر دو امر از هم جدا نشوند تا آنكه در كنار حوض كوثر بمن رسند و در احاديث قدسيه وارد شده كه هر كه مشغول شود بتلاوة قرآن و بواسطه مشغولى او بآن اشتغال نتواند نمودن بدعا كردن و رفع حاجت نمودن بدرگاه من من بهترين مزد شاكران باو عطا فرمايم و نام او را در زمره صابران و حامدان ثبت كنم و عبد اللَّه مسعود از حضرت رسالت نقل كرده كه قرآن خوان احسان خداست كه بآن صلاى عام داده و جميع بندگان را بدان دعوت فرموده پس از مائده انعام آن محظوظ شويد و هر چند توانيد فايده آن را اخذ كنيد چه آن حبلى است متين كه هر كه چنگ در آن زند و تمسك بآن جويد هرگز از رحمت شامله و عطوفت واسعه او سبحانه