روش هاى توان افزايى در سختى ها - عطاء الله، محسن - الصفحة ٣٠٢ - چهار ايمنى از ضرررسانى به پيامبر(ص)
حال آن كه دلهايشان ايمان نياورده بود و [چه] از يهوديان: [آنان] كه [به سخنان تو] گوش مىسپارند [تا بهانهاى] براى تكذيب [تو بيابند] و براى گروهى ديگر كه [خود] نزد تو نيامدهاند، چنين خبرچينى مىكنند، كلمات را از جاهاى خود دگرگون مىكنند [و] مىگويند: «اگر اين [حكم] به شما داده شد، آن را بپذيريد و اگر آن به شما داده نشد، پس دورى كنيد»).
شأن نزولى كه از طريق شيعه و سنّى با تفاوتهاى اندكى براى آيه فوق نقل شده، عبارت از اين است كه زنى از يهود خيبر- كه از اشراف قوم خود بود- با مردى از همان اشراف، زناى محصنه كرده بودند و در دين يهود، مجازات چنين زناكارانى اين بود كه آنها را سنگسار كنند؛ ولى چون آنها از اشراف بودند، نمىخواستند اين حكم در باره آنها اجرا شود و مىخواستند حكم خدا را تغيير بدهند. آنها براى فرار از اين مجازات سنگين، كسانى را پيش يهود مدينه فرستادند كه حكم اين جرم را از پيامبر اسلام بپرسند. آنها انتظار داشتند كه پيامبر اسلام به مجازاتى سبكتر مانند تازيانه حكم بدهد؛ ولى چون نزد پيامبر آمدند، ايشان به دستور خداوند، حكم به سنگسار كردن داد و آنها نپذيرفتند و پيامبر خدا «ابن صوريا» (يكى از دانشمندان يهود) را ميان خود و آنها حَكَم قرار داد و چون به ابن صوريا مراجعه كردند، او نيز حكم سنگسار كردن را كه در تورات آمده بود تأييد كرد؛ ولى گفت ميان ما رسم چنان است كه اگر مردم معمولى زناى محصنه بكنند، حكم به رجم آنها مىدهيم؛ ولى اگر اشراف چنين كنند، اين حكم را در باره آنها اجرا نمىكنيم.[١]
در آيه بعد، پس از توصيف اين افراد به حرامخوارى و شنيدن دروغ، على رغم آگاهى به دروغ بودن آن، اختيار داورى ميان آنان يا خوددارى از آن را به پيامبر (ص) مىدهد و مىفرمايد: در صورتى كه از داورى ميان آنان خوددارى نمودى، نگران نباش! آنها آسيبى به تو و دين تو نخواهند رساند:
[١]. ر. ك: ترجمه مجمع البيان، ج ٧، ص ٣٣.