روش هاى توان افزايى در سختى ها - عطاء الله، محسن - الصفحة ١٤٨ - ٣ تقويت«نصرت - انتظارى»
شكست اوليه و ظاهرى را مقدّمه پيروزى نهايى و واقعى قرار دهد. افرادى كه شكست دشمن را قطعى مىدانند و منتظر پيروزى بر دشمن هستند و اين حالت انتظار را همواره در خود زنده نگه داشتهاند، هيچ گاه از تُركتازى و آتشافروزى و غلبه ظاهرى دشمن، نگران و نااميد نمىگردند و هرگز هياهو و امكانات چشمگير دشمن در روحيه آنها اثرى نخواهد گذاشت. بنا بر اين، انتظار پيروزى و غلبه قطعى و نهايى مىتواند عاملى باشد براى توانمندسازى انسان در تحمّل دشوارىهاى كارزار.
در قرآن براى محكمتر شدن پايههاى اين انتظار و قطعى دانستن نصرت الهى، نصرت خدا از وعدههاى مسلّم خدا و از سنّتهاى قطعى او شمرده شده است. مثلًا در آيه ٤٧ سوره مبارك روم، از اين سنت الهى به عنوان حق مؤمنان بر خداوند، ياد شده است:
(وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ رُسُلًا إِلى قَوْمِهِمْ فَجاؤُهُمْ بِالْبَيِّناتِ فَانْتَقَمْنا مِنَ الَّذِينَ أَجْرَمُوا وَ كانَ حَقًّا عَلَيْنا نَصْرُ الْمُؤْمِنِينَ.[١]
و پيش از تو پيامبرانى را به سوى قومشان فرستاديم. آنها با دلايل روشن به سراغ قوم خود رفتند؛ ولى [هنگامى كه اندرزها سودى نداد] از مجرمان انتقام گرفتيم و يارى مؤمنان، همواره حقّى است بر عهده ما).
در اين آيه، علاوه بر تقويت روحيه مؤمنان با بيان انتقام خداوند از مخالفان انبياى گذشته و سركوب آنان، با عبارت «حَقّاً عَلَينا» كه از صيغههاى التزام و به معناى «برخود لازم كردن» است، حقّى از ناحيه خداى سبحان براى مؤمنان قرار داده شده است كه به طور مسلّم، آنان را با وسايلى از قبيل انتقام از مجرمان، پيروزى بخشد. اين حق- كه همراه با انواع تأكيدها[٢] بيان شده است-، موجب دلگرمى و تقويت مؤمنان در هر زمانى خواهد بود.
[١]. سوره روم، آيه ٤٧. نيز، ر. ك: سوره غافر، آيه ٥١.
[٢]. تعبير به« كان»- كه نشانه ريشهدار بودن اين سنّت است- و تعبير به« حق» و بعد از آن، تعبير به« علينا»- كه آن نيز بيانگر حق است-، تأكيدهاى پى در پى در اين زمينه محسوب مىشود، همان طور كه مقدّم داشتن« حقّاً علينا» بر« نصر المؤمنين»- كه دليل بر حصر است-، تأكيد ديگرى بر مطلب خواهد بود( تفسير نمونه، ج ١٦، ص ٤٦٧).