روش هاى توان افزايى در سختى ها - عطاء الله، محسن - الصفحة ٦٨ - ب - تعميم الگويى
اذيتهاى دشمنان، غمگين و ناراحت شده بود. لذا بيان استقامت انبياى پيشين به هنگام آزار ديدن، خود، سرمشقى است شايسته در تحمّل اذيت و آزار مخالفان.
از ديگر آياتى كه با بيان صبر پيامبران الهى در برابر تكذيب دروغپردازان، زمينه مقايسه واكنش آنان را با واكنش پيامبر (ص) هنگام متّهم شدن به دروغگويى فراهم نموده و پايدارى و تابآورى او را در تحمّل اين اتّهامات افزايش داده است، آيه ٣٤ سوره مبارك انعام است:
(وَ لَقَدْ كُذِّبَتْ رُسُلٌ مِنْ قَبْلِكَ فَصَبَرُوا عَلى ما كُذِّبُوا وَ أُوذُوا حَتَّى أَتاهُمْ نَصْرُنا وَ لا مُبَدِّلَ لِكَلِماتِ اللَّهِ وَ لَقَدْ جاءَكَ مِنْ نَبَإِ الْمُرْسَلِينَ.[١]
و پيش از تو نيز پيامبرانى تكذيب شدند؛ ولى بر آنچه تكذيب شدند و آزار ديدند، شكيبايى كردند تا يارى ما به آنان رسيد، و براى كلمات خدا هيچ تغييردهندهاى نيست. و مسلّماً اخبار پيامبران به تو رسيده است).
در اين آيه، پس از بيان علم خدا به اندوه پيامبر (ص) به خاطر گفتههاى ناپسند دشمنانش، به دو حقيقت اشاره شده است: يكى اينكه هميشه رهبران الهى كه براى هدايت مردم به پا مىخواستند، با تكذيب و مخالفت جمعى سودجو كه منافعشان در خطر مىافتاد، رو به رو بودند و همين يادآورى- چنانچه در تعميم ابتلائى گذشت-، خود از بهترين راههاى تسلّى رهبران در برابر مشكلات است. دوم اينكه همه انبياى الهى در برابر كسانى كه روى در روى آنها قرار مىگرفتند و باعث زحمت آنها مىشدند، صبر و حوصله نشان مىدادند و با شكيبايى، مشكلات را پشت سر مىگذاشتند. در واقع، با يادآورى مرحله بعد از تكذيب يعنى شكيبايى در برابر سخنان آنان، علاوه بر آن كه اين واكنش مثبت و صحيح را شايسته درسآموزى و سرمشق واقع شدن، قرار داده است، تنها نبودن وى براى صبر بر تكذيب را نيز مورد توجّه قرار داده است.
اساساً نقش الگوها در تربيت افراد و يادآورى مشكلات ديگران به قدرى در تقويت روحيه افراد تأثيرگذار است كه خداوند در سوره «ص» پس از بيان تهمتهايى همچون ساحر و دروغگو[٢] خواندن پيامبر (ص) و تمسخر ايشان با گفتن
[١]. سوره انعام، آيه ٣٤.
[٢].( وَ عَجِبُوا أَنْ جاءَهُمْ مُنْذِرٌ مِنْهُمْ وَ قالَ الْكافِرُونَ هذا ساحِرٌ كَذَّابٌ)( سوره ص، آيه ٤)؛( ما سَمِعْنا بِهذا فِي الْمِلَّةِ الْآخِرَةِ إِنْ هذا إِلَّا اخْتِلاقٌ)( سوره ص، آيه ٧).« اختلاق» از ماده« خلق» در اصل به معنى ابداء چيزى بدون سابقه است. سپس اين كلمه به« دروغ» نيز اطلاق شده( تفسير نمونه، ج ١٩، ص ٢٢٠).