روش هاى توان افزايى در سختى ها - عطاء الله، محسن - الصفحة ٤٤ - دو اعراض
ما آيات خود را به آنان داديم؛ ولى آنها از آن روى گرداندند!).
ضمير «هُم» در اين آيه، به «اصحاب حجر» در آيه پيشين- كه همان قوم ثمود (يعنى قوم حضرت صالح (ع)) است- برمىگردد. مراد از آياتى كه مورد اعراض اين قوم واقع شده است، يا معجزات و خوارق عادات است كه همان داستان ناقه و آب خوردنش، و آن حوادثى خواهد بود كه قوم صالح، آن را مشاهده كردند، يا مقصود همان معارف الهى است كه صالح (ع) بر ايشان ابلاغ نمود و يا هر دوى آنها موردنظر است. به هر حال، تعبير به اعراض (روى گرداندن) نشان مىدهد كه قوم صالح نيز حاضر نبودند آيات را بشنوند و يا به آن نظر بيفكنند[١] كه اين، خود، نوعى دلگرمى براى پيامبر خدا (ص) است كه وى در اين راه تنها نيست.
چنان كه ملاحظه شد، آيه پايانى با آيات پيشين آن، از جهت نوع عموميت و فراگيرى، متفاوت است؛ زيرا در آيات يادشده، گستره روىگردانى نسبت به نشانههاى خداوند بود و در صدد بيان اين حقيقت بودند كه تنها سخنان و دعوتى كه در قالب آيات قرآن، ابلاغ و بيان مىشود، مورد روىگردانى و بىاعتنايى قرار نمىگيرند؛ بلكه مشركان حقناپذير از هر گونه آيه و نشانهاى كه از جانب خداوند متعال آورده شود، اعراض مىكنند. هم از معارف الهى روىگردانى مىكنند و به دعوت حق پاسخ نمىگويند، هم معجزاتى را كه توسط انبياى الهى صادر مىشود، انكار و تكذيب مىكنند و هم از تفكّر و انديشه در باره نشانههاى قدرت و حكمت الهى در آسمانها و زمين و ... گريزاناند. امّا در آيه اخير، روىگردانى از دعوت را شامل حال ديگر پيامبران از جمله صالح (ع) نيز مىداند و با بيان سرگذشت انبياى پيشين،[٢] به پيامبر اكرم (ص) دلدارى مىدهد كه تنها تو از اعراض شدگان نيستى؛ بلكه پيامبران پيش از تو نيز از طرف مخالفانشان مورد بىاعتنايى و اعراض واقع شدهاند.
[١]. ترجمه تفسير الميزان، ج ١٢، ص ٢٧٣.
[٢]. سوره مباركه حِجر- كه از سورههاى مكّى است، و در آن به داستان خلقت حضرت آدم( ع) و ميهمانى ابراهيم( ع) و سرگذشت اقوامى همچون قوم لوط و صالح و شعيب، اشاره شده-، براى پيامبر اكرم( ص) نوعى دلدارى و تسليت، در برابر فشار هجوم مخالفان، خصوصاً بعد از وفات حضرت خديجه( س) و حضرت ابو طالب( ع) مىباشد( ر. ك: ترجمه تفسير الميزان، ج ١٢، ص ١٣٨؛ تفسير نمونه، ج ١١، ص ٣ و ...).