روش هاى توان افزايى در سختى ها - عطاء الله، محسن - الصفحة ٤٣ - دو اعراض
اگر چشمه آبى زلال بر در خانه آنها بجوشد، صورت از آن برمىگردانند و اصلًا به آن نگاه نمىكنند، حتى اگر اين آيات از طرف پروردگار آنها (ربّهم) باشد و به منظور تربيت و تكامل خود آنها نازل گردد![١]
خلاصه اين كه در آيه ياد شده با بيان كلمه «آيه» به صورت نكره در سياق نفى كه دلالت بر عموم مىكند، همچنين با حرف «من» در «من آية» كه براى استغراق بوده[٢] و حصرى كه از استثناى «إلا» فهميده مىشود، تأكيد مىكند كه نه بيان آيات انفسى در آنها مؤثّر است، و نه شرح آيات آفاقى، نه تهديد و انذار، و نه بشارت و نويد به رحمت الهى. آرى. عادت آنها اين است كه از هر نشانه و موعظهاى روى بگردانند. حتّى اگر دو نيم شدن ماه را هم ببينند، مىگويند: سِحرى است پشت سر هم:
(اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَ انْشَقَّ الْقَمَرُ\* وَ إِنْ يَرَوْا آيَةً يُعْرِضُوا وَ يَقُولُوا سِحْرٌ مُسْتَمِرٌّ.[٣]
قيامت نزديك شد و ماه از هم شكافت! و هر گاه معجزهاى را ببينند، روى مىگردانند و مىگويند: «اين، سِحرى مستمر است).
كلمه «آية»، نكره در سياق شرط است، و بر حسب قواعد ادبى، عموميت را مىفهماند، و معنايش هر آيتى است. پس مىفهماند مشركان هر نشانه و معجزهاى كه ببينند، دربارهاش مىگويند: «اينها همه سِحرهايى است پشت سرهم». اين موضوع كه چنين افرادى با مشاهده هيچ آيهاى ايمان نخواهند آورد، در آيه ديگر قرآن نيز به صراحت بيان شده است:
(وَ إِنْ يَرَوْا كُلَّ آيَةٍ لا يُؤْمِنُوا بِها.[٤]
و اگر هر گونه معجزهاى را ببينند، به آن ايمان نمىآورند).
آخرين آيهاى كه در آن به فراگير بودن اعراض اشاره شده است، آيه ٨١ سوره حجر است:
(وَ آتَيْناهُمْ آياتِنا فَكانُوا عَنْها مُعْرِضِينَ.[٥]
[١]. تفسير نمونه، ج ٥، ص ١٥٣.
[٢]. ترجمه جوامع الجامع، ج ٢، ص ١٥٦. البته طبق نظر برخى مفسّران،« منِ» زائده و طبق نظر بعضى ديگر،« منِ» تبعيضيه است.
[٣]. سوره قمر، آيه ٢.
[٤]. سوره انعام، آيه ٢٥؛ سوره اعراف، آيه ١٤٦.
[٥]. سوره حجر، آيه ٨١.