روش هاى توان افزايى در سختى ها - عطاء الله، محسن - الصفحة ٣١٠ - دو تأييد حقانيت
نمونه بارز آن در قرآن كريم در مقام مُحاجّه پيامبر اكرم (ص) با دشمنان، به كار رفته است. روشن است كه در مقام مُحاجّه حق و باطل، همواره حقّ و حقيقت، پيروز است، و باطل، شكستخورده و با اينكه شخص احتجاج كننده مىداند كه بر حق است و دشمن او بر روش باطل گام بر مىدارد، امّا باز احساس نگرانى مىكند از اينكه نكند طرف مقابل، دليل او را نپذيرد و سخنش را رد كند. در چنين شرايطى اگر به اين شخص اطمينان داده شود كه تو بر حقّى و آنچه مىگويى، بر پايه حق و حقيقت است، موجب دلگرمى و تقويت او خواهد شد. در نتيجه، محكمتر از قبل در مقام محاجّه عليه شخص يا گروه مقابل، ايستادگى مىكند.
چنانچه در ماجراى مباهله با مسيحيان نجران- كه در آيه ٦١ سوره آلعمران به آن اشاره شده است-،[١] از اين روش براى تقويت پيامبر (ص) استفاده شده است. اين آيه و آيات قبل و بعدش در پاسخ گفتگوهاى مسيحيان نجران،[٢] زمانى كه در يك هيئت شصت نفرى به اتّفاق چند نفر از رؤسا و بزرگان خود به عنوان نمايندگى براى مناظره با پيامبر اسلام (ص) وارد مدينه شده بودند، نازل شده است.[٣] از كلمه- «حاجّك» كه در ابتداى آيه يادشده آمده-، روشن مىشود كه مباهله در مقام احتجاج بوده و هنگامى كه بنى نجران در برابر استدلالهاى پيامبر (ص)، به جاى تسليم شدن، لجاجت كردند، به پيامبر (ص) دستور داده شد تا به عنوان واپسين راهحل براى اثبات حق، مباهله (يعنى نفرين كردن يكديگر) را پيشنهاد كند تا هر كس كه بر حق نيست، عذابى مهلك از طرف خداوند بر او نازل شود.[٤] در آيه قبل از اين آيه، خداوند متعال جهت آرامش خاطر پيامبر (ص)،[٥] وى را به اين خطاب مفتخر مىسازد كه:
[١].( فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكاذِبِينَ)( سوره آل عمران، آيه ٦١).
[٢].« نجران» محلّى است در كوهستانهاى شمالى يمن به فاصله ده منزلى« صنعا» و اراضى آن، متعلّق به قبيله« همدان» بوده و اين قبيله در دوره جاهليت، بُتى داشتند كه آن را« يعوق» مىناميدهاند( تفسير نمونه، ج ٢، ص ٤١١).
[٣]. البرهان فى تفسير القرآن، ج ١، ص ٦٢٩. نيز، ر. ك: ترجمه مجمع البيان، ج ٣، ص ٢٢٤؛ ترجمه تفسير الميزان، ج ٣، ص ٢٠.
[٤]. مجمع البيان، ج ٢، ص ٧٦٣؛ التحرير و التنوير، ج ٣، ص ٢٦٤. به نقل از دائرة المعارف قرآن كريم، مدخل« احتجاج» آقازاده، فتّاح، ج ٢، ص ٢١٢.
[٥]. تفسير كوثر، ج ٢، ص ١٤٤.