روش هاى توان افزايى در سختى ها - عطاء الله، محسن - الصفحة ٢٧٦ - دو اعراض
پيامبر به او ايمان بياورند؛ ولى چنين نشد و گروههايى با او مخالفت كردند و از دعوتش روىگردان شدند. اين بود كه در آخرين آيه از اين سوره، خداوند به پيامبر گرامىاش آموزش مىدهد تا در برابر روىگردانى مردم، كافى بودن خداى يكتا و توكّل بر او را اعلام نمايد:[١]
(فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُلْ حَسْبِيَ اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَ هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ.[٢]
اگر آنها روى بگردانند، [نگران مباش!] بگو: خداوند، مرا كفايت مىكند. هيچ معبودى جز او نيست بر او توكّل كردم و او صاحب عرش بزرگ است!).
مقدّم شدن «حسبى» در جمله «حسبى الله»، نشانه حصر است؛[٣] يعنى فقط و فقط خدا كافى است و اوست كه مرا در هر زمينهاى بىنياز مىكند. در نتيجه، تنها بايد بر او- كه هيچ معبودى جز او نيست و صاحب عرش بزرگ است- اتّكا و اعتماد كرد. پس اگر همه مردم هم اعراض كنند، هيچ ناراحتى و غصّهاى ندارد؛ چه اين كه اگر همه مردم رو به خورشيد كنند يا پشت به آن، هيچ اثرى در خورشيد نخواهد داشت.[٤]
در آيه ٣٨ سوره مبارك «زمر» نيز همين جمله در مقام احتجاج عليه بتپرستان به پيامبر آموزش داده شده است.[٥] چنان چه خداوند در آيه زير در مقام بر شمردن صفات پسنديده مجاهدان حقيقى و تمجيد از آنان، از گفته ايشان مبنى بر كافى دانستن خدا و اعتماد بر او، پس از اطلاع يافتن از شايعه حمله دشمن، خبر داده است:
[١]. تفسير كوثر، ج ٤، ص ٦٠٦.
[٢]. سوره توبه، آيه ١٢٩.
[٣]. سيره رسول اكرم( ص) در قرآن، ج ٨، ص ١٩٩.
[٤]. تفسير نور، ج ٥، ص ١٧٢.
[٥].( وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ قُلْ أَ فَرَأَيْتُمْ ما تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ أَرادَنِيَ اللَّهُ بِضُرٍّ هَلْ هُنَّ كاشِفاتُ ضُرِّهِ أَوْ أَرادَنِي بِرَحْمَةٍ هَلْ هُنَّ مُمْسِكاتُ رَحْمَتِهِ قُلْ حَسْبِيَ اللَّهُ عَلَيْهِ يَتَوَكَّلُ الْمُتَوَكِّلُونَ)( سوره زمر، آيه ٣٨).