روش هاى توان افزايى در سختى ها - عطاء الله، محسن - الصفحة ٢٧٠ - سه جهاد
افزايش داد و اين امر، زمينه نگرانى مسلمانان را فراهم ساخت.[١] لذا خداوند با بيان بسنده بودن خويش براى پيامبر (ص) به ايشان و ديگر مؤمنان دلگرمى مىدهد كه شما به راه خود دلگرم باشيد و از تحقيرها و توطئههاى آنان نترسيد؛ چون خداوند، شرّ آنان را از شما دفع و شما را در برابر آنان حمايت و كفايت مىكند؛ زيرا او شنواى داناست. هم سخنان شما را مىشنود و هم از نيّات شما آگاه است.
سه. جهاد
سومين مورد مربوط به جنگ «احزاب» است. نبردى كه در آن- چنانچه از نامش پيداست- تمام قبائل و گروههاى مختلف دشمنان براى در هم شكستن اسلام، متّحد شده بودند؛ امّا خداى سبحان به وسيله تشديد سردىِ هوا و توفان و يا به واسطه ترس و وحشتى كه از كشته شدن «عمرو بن عبدود» به دست اميرمؤمنان على (ع) در دل آنها ايجاد نمود، مؤمنان را به گونهاى كفايت نمود كه مشركان بدون جنگ و درگيرى نظامى، متوارى شدند و از اين راه، لشكر اسلام را از جنگ و مبارزه با آنها بىنياز نمود:[٢]
(وَ رَدَّ اللَّهُ الَّذِينَ كَفَرُوا بِغَيْظِهِمْ لَمْ يَنالُوا خَيْراً وَ كَفَى اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ الْقِتالَ وَ كانَ اللَّهُ قَوِيًّا عَزِيزاً.[٣]
خدا كافران را با دلى پر از خشم بازگرداند، بىآن كه نتيجهاى از كار خود گرفته باشند و خداوند [در اين ميدان]، مؤمنان را از جنگ بىنياز ساخت و خدا قوى و شكستناپذير است!).
تقريباً همه مفسّران و مترجمان، با تقدير گرفتن كلماتى مانند: «شر»، «مكر»، «ضرر» و ...، «كفى» را در اين آيات به معناى «وقى» يا «اغنى» دانستهاند كه در اين صورت، جهت و حيث كفايت خدا، كفايت در مراقبت و بىنيازى خواهد بود؛ يعنى خدا براى تو از جهت مراقبتت از آسيب مسخرهكنندگان و اهل كتاب، كافى است، همانگونه كه براى مؤمنان از جهت بىنيازى از جنگ، بسنده است. دليل اين امر نيز
[١]. تسنيم، ج ٧، ص ٢٤٣.
[٢]. ترجمه مجمع البيان، ج ٢٠، ص ٧٦؛ الدر المنثور، ج ٥، ص ١٩٢.
[٣]. سوره احزاب، آيه ٢٥.