روش هاى توان افزايى در سختى ها - عطاء الله، محسن - الصفحة ٢٦٣ - ج - شنوايى الهى
مربوط به همه صداهاى تكوينى مثل: عطسه، صوت حيوانات و اشيا،[١] و همه الفاظى كه براى انتقال مفاهيم در محاورات عرفى وضع شدهاند مانند: همه كلمات و گفتگوها[٢] خواهد بود، و گاه به صورت خاص است، يعنى مراد صرف شنيدن نيست، بلكه شنيدن همراه با ترتيب اثر، و يا توأم با وعيد و تهديد است. شنيدن به معناى نخست، يا به تعبيرى «سمع مطلق»- كه برگشتش به علم به هر گفتارى خواهد بود-،[٣] مربوط به بحث ما نيست. همان گونه كه در اين بخش، شنيدن همراه با تهديد[٤] يا همان «سمع توبيخى» جايى ندارد؛ بلكه در بخش تضعيف دشمنان خواهد آمد. بنا بر اين، آنچه به عنوان عامل توانافزايى در تحمّل سختىها به كار مىرود، شنيدن به معناى ترتيب اثر دادن يا همان «سمع تشريفى» است. اين شنيدن الهى كه نصيب عده خاصى از بندگان مىشود، در محاورات عرفى نيز استعمال مىگردد. مثلًا مقصود از جمله «فلانى حرف مرا شنيد» مىتواند اين باشد كه به پيشنهاد يا تصميم من ترتيب اثر داد، يا عبارت «فلانى گوش شنوايى ندارد»، به اين معنا نيست كه از لحاظ فيزيكى، ناشنوا و كر است؛ بلكه او نيز همانند ديگران مىشنود، امّا ترتيب اثر نمىدهد. در مورد خداى متعال نيز به طور قطع، وى همه چيز را مىشنود،[٥] امّا نسبت به برخى افراد، پيشنهاد و درخواست آنان را مىپذيرد. پس شنيدن دعاى ابراهيم (ع) و ترتيب اثر دادن به آن و ارزانى داشتن نعمت فرزند به وى، آن هم در سن كهولت، شنيدنىِ خاص است.[٦] همچنين عبارت (إِنَّكَ سَمِيعُ
[١].( ... وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لكِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ ...)( سوره اسرا، آيه ٤٤).
[٢].( قَدْ سَمِعَ اللَّهُ قَوْلَ الَّتِي تُجادِلُكَ فِي زَوْجِها وَ تَشْتَكِي إِلَى اللَّهِ وَ اللَّهُ يَسْمَعُ تَحاوُرَكُما إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ بَصِيرٌ)( سوره مجادله، آيه ١).
[٣].( قالَ رَبِّي يَعْلَمُ الْقَوْلَ فِي السَّماءِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ)( سوره انبيا، آيه ٤).
[٤].( لَقَدْ سَمِعَ اللَّهُ قَوْلَ الَّذِينَ قالُوا إِنَّ اللَّهَ فَقِيرٌ وَ نَحْنُ أَغْنِياءُ سَنَكْتُبُ ما قالُوا وَ قَتْلَهُمُ الْأَنْبِياءَ بِغَيْرِ حَقٍّ وَ نَقُولُ ذُوقُوا عَذابَ الْحَرِيقِ)( سوره آل عمران، آيه ١٨١).
[٥]. فَمَنْ بَدَّلَهُ بَعْدَ ما سَمِعَهُ فَإِنَّما إِثْمُهُ عَلَى الَّذِينَ يُبَدِّلُونَهُ إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ)( سوره بقره، آيه ١٨١؛ و نيز ر. ك: سوره بقره، آيه ١٢٧، ١٣٧، ٢٢٤، ٢٢٧، ٢٤٤ و ٢٥٦؛ سوره انفال، آيه ١٧؛ سوره نساء، آيه ١٤٨؛ سوره آل عمران، آيه ٣٤، ٣٥ و ١٢١؛ سوره مائده، آيه ٧٦؛ سوره انعام، آيه ١٣ و ١١٥؛ سوره اعراف، آيه ٢٠٠؛ سوره انفال، آيه ١٧، ٤٢، ٥٣ و ٦١؛ سوره توبه، آيه ٩٨، ١٠٣؛ سوره يونس، آيه ٦٥؛ سوره يوسف، آيه ٣٤؛ سوره انبيا، آيه ٤؛ سوره نور، آيه ٢١، ٦٠؛ سوره شعرا، آيه ٢٢٠؛ سوره عنكبوت، آيه ٥ و ٦٠؛ سوره فصّلت، آيه ٣٦؛ سوره دخان، آيه ٦.
[٦].( الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي وَهَبَ لِي عَلَى الْكِبَرِ إِسْماعِيلَ وَ إِسْحاقَ إِنَّ رَبِّي لَسَمِيعُ الدُّعاءِ)( سوره ابراهيم، آيه ٣٩).