روش هاى توان افزايى در سختى ها - عطاء الله، محسن - الصفحة ٢٢٢ - يك ولايت
نوع اوّل، ولايتى است كه از رابطه خالق با مخلوق، سرچشمه مىگيرد. اين ولايت- كه بيانگر مسئله خالقيت و تدبير خداى متعال نسبت به مخلوقات است-، همان طور كه از نامش پيداست، همه بندگان اعم از مؤمن و كافر را فرا مىگيرد؛[١] امّا «ولايت خاصه» ولايتى است كه از رابطه مخصوص ميان خداى سبحان با برخى بندگانش به وجود مىآيد. در ولايت خاصّه الهى، علاوه بر آن رابطه عام كه ميان هر بندهاى با خدا وجود دارد، نوعى ارتباط خاص ميان خدا با شخص مؤمن برقرار مىگردد كه همراه با انواع حمايتهاست. در اين ارتباط، از يك سو خداوند با عنايتهاى ويژه نسبت به بندگان مؤمن خويش كارهاى آنان را به عهده مىگيرد و خود مشكلاتشان را حل مىكند و همواره به ايشان خير مىرساند و بلاها را از آنها دور مىسازد و آنان را در برابر خطرات محافظت مىنمايد، و از سوى ديگر، آنان با قُربى كه به خداى تعالى پيدا مىكنند، به گونهاى وصل به او مىشوند كه متولّى اطاعت او در همه اوامر و نواهى او مىشوند و تمامى بركات معنوى از قبيل هدايت، توفيق، تأييد و ... را از او مىگيرند.[٢]
اگر انسان، خود را تحت ولايت خاصّ پروردگارش بداند، و ايمان داشته باشد كه از پشتيبانى و حمايت او بهرمند است، هرگز تاب و توانش براى تحمّل مشكلات، كاهش نمىيابد؛ بلكه از آن جا كه اطمينان دارد كه خدا بهترينها را براى او انتخاب مىكند و هر چه برايش پيش آوَرَد، خيرش در آن است، تحمّل سختترين مشكلات هم برايش آسان و شيرين مىگردد.
[١]. بر اساس همين ولايت عامّ الهى است كه هر بندهاى از نعمتهاى بى دريغش بهره مىگيرد، و در آخرت به سوى او رجوع مىكند. در دو آيه از قرآن با تعبير( ثُمَّ رُدُّوا إِلَى اللَّهِ مَوْلاهُمُ الْحَقِّ أَلا لَهُ الْحُكْمُ وَ هُوَ أَسْرَعُ الْحاسِبِينَ؛ همه به سوى خدا، كه مولاى حقيقى آنهاست، بازمىگردند)( سوره انعام، آيه ٦٢؛ سوره يونس، آيه ٣٠)، به اين ولايت اشاره شده است. ضمير« هم» در« مولاهم» در آيه اوّل به آحادى برمىگردد كه كلمه« أحدكم» در آيه قبل از آن، اشاره به آن دارد و در آيه دوم به« نفس» در همان آيه برمىگردد( التحرير و التنوير، ج ٦، ص ١٤٣ و ج ١١، ص ٧٠) كه در هر دو صورت بر عموميت اين ولايت دلالت دارد.
[٢]. ترجمه تفسير الميزان، ج ١٠، ص ١٢٩. براى چنين كسانى در قرآن دو ويژگى ذكر شده است، يكى( لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ) و ديگرى( وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ)( سوره يونس، آيه ٦٢). اينان نسبت به آنچه گذشته و نيز آنچه در آينده پيش خواهد آمد ترس و اندوهى ندارند؛ چرا كه خوف و ترس معمولًا به خاطر احتمال فقدان نعمتهايى است كه انسان در اختيار دارد، يا خطراتى كه ممكن است در آينده، او را تهديد كند. همانگونه كه غم و اندوه معمولًا نسبت به گذشته و فقدان امكاناتى است كه در اختيار داشته است( تفسير نمونه، ج ٨، ص ٣٣٣).