روش هاى توان افزايى در سختى ها - عطاء الله، محسن - الصفحة ١٠٨ - چهار قطعيت عدم ايمان!
و آيات مشابه ديگر، به خوبى روشن مىشود كه علّت مُهر زدن خداوند بر دلهاى كافران، اعمال خود آنهاست و هرگز خداوند، كسى را بىجهت گمراه نمىكند و بر قواى ادراكى او مُهر نمىزند.[١]
خلاصه اينكه كسى كه واقعاً خواب باشد، با كوچكترين تلنگرى بيدار مىشود؛ امّا اگر كسى خود را به خواب زده باشد، چون قصد بيدار شدن ندارد، هرگز بيدار نخواهد شد.[٢] وقتى خداوند بر قلب انسان به خاطر اعمالش مُهر بزند، ديگر موعظه او فايده ندارد، مگر براى اتمام حجّت! در نتيجه، انذار و عدم انذار وى يكسان مىشود و بدين ترتيب، دچار مكر الهى مىگردد، اعمال بد در نظرش خوب جلوه مىنمايد، به دنبال زندگى دنيا مىرود و آخرت را فراموش مىكند.[٣] براى چنين فردى، نه تنها نبايد غصّه خورد، بلكه بايد از او روىگردان شد و او را در گمراهىاش رها نمود. مانند بيمارى كه پزشك از بهبود او مأيوس شده و به اطرافيان بيمار مىگويد: مريض را رها كنيد و هر چه مىخواهد بخورد به او بدهيد؛ زيرا كار از كار گذشته است! به همين جهت، به پيامبر (ص) دستور داده شده كه چنين افرادى را در جهل و گمراهىشان رها كند:
(فَذَرْهُمْ فِي غَمْرَتِهِمْ حَتَّى حِينٍ.[٤]
[اكنون كه چنين است] بگذار آنها تا چيزى [كه مرگشان فرا رسد و يا گرفتار عذاب الهى شوند] در گمراهىشان فرو رَوَند).
مسئله قطع اميد از ايمان آوردن گروهى و به دنبال آن، رفع غم و اندوه به خاطر عدم پذيرش دعوت، مخصوص پيامبر اكرم (ص) نبود؛ بلكه اين مسئله در آيه زير براى نوح (ع) نيز مطرح شده است و از اندوهناك شدن وى جلوگيرى نموده است:
(وَ أُوحِيَ إِلى نُوحٍ أَنَّهُ لَنْ يُؤْمِنَ مِنْ قَوْمِكَ إِلَّا مَنْ قَدْ آمَنَ فَلا تَبْتَئِسْ بِما كانُوا يَفْعَلُونَ.[٥]
[١]. تفسير كوثر، ج ١، ص ٥٨( همراه با تلخيص).
[٢].( إِنَّكَ لا تُسْمِعُ الْمَوْتى وَ لا تُسْمِعُ الصُّمَّ الدُّعاءَ إِذا وَلَّوْا مُدْبِرِينَ)( سوره نمل، آيه ٨٠. نيز، سوره روم، آيه ٥٢).
[٣].( أَ فَمَنْ زُيِّنَ لَهُ سُوءُ عَمَلِهِ فَرَآهُ حَسَناً فَإِنَّ اللَّهَ يُضِلُّ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ فَلا تَذْهَبْ نَفْسُكَ عَلَيْهِمْ حَسَراتٍ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ بِما يَصْنَعُونَ)( سوره فاطر، آيه ٨).
[٤]. سوره مؤمنون، آيه ٥٤. نيز، ر. ك: سوره انعام، آيه ١٣٧؛ سوره زخرف، آيه ٨٣ و ٨٩.
[٥]. سوره هود، آيه ٣٦.