حديث اسلامى، خاستگاه ها و سير تطور - موتسكى، هارالد - الصفحة ٤٦٣ - دوم
٤. از ميان مطالبى كه به نام ابن عُيَنية است، ٢٣ درصد را نقلهاى عمرو بن دينار تشكيل مىدهد، ٩ درصد از ابن أبى نجيح، ٨ درصد از يحيى بن سعيد [انصارى]، ٦ درصد از اسماعيل بن ابى خالد، ٣ تا ٤ درصد از افراد مجهول، و مابقى (٥٠ درصد) از ٣٧ نفر رسيده است. از خود ابن عينيه رأيى وجود ندارد.
اين دورنما نشان مىدهد كه هر كدام از اين چهار مجموعه مطالب حديثى، هويتى كاملًا منحصر به فرد داشتهاند. بسيار غيرمحتمل است كه وضّاعى با تنظيم مطالب به اين نظم خاص و جعل عنوانى دروغين براى آن، بتواند مجموعهاى چنين متباين فراهم آورد. علاوه بر اين، بايد در نظر داشته باشيم كه اين شِماهاى ارائه شده تنها تصويرى كلّىاند. بنا بر اين هر چه بيشتر به جزئيّات وارد شويم و مثلًا درباره نسب جغرافيايى راويان و محدّثان يا درباره غرايب متون و مانندِ آن پىجويى كنيم، تفاوتهاى بيشترى مىيابيم. در مجموع، تحقيق در ساختارهاى نقلها در مصنّف عبد الرزّاق بدين نتيجه مىانجامد. مطالبى كه او به چهار راوى اصلى نسبت مىدهد، مآخذى واقعى داشتهاند و نتيجه انتسابى دروغين يا بر ساخته خود او نيستند.
چند ويژگى ساختارى يا شكلى ديگر درباره نقلهاى عبد الرزّاق در مصنّف هست كه بر اعتبار آنها دلالت مىكند. يكى اين كه او گاه درباره مأخذ دقيق روايت خود نامطمئن است و در عين حال، آشكارا بدان اعتراف هم مىكند. فى المثل يك جا در إسناد روايتى چنين آمده است. «عبد الرزّاق از ثورى از مغيره يا فردى ديگر- ترديد از جانب ابو بكر (يعنى عبد الرزّاق) است- از ابراهيم كه گفت ....».[١] دروغپرداز (- وَضّاع) واقعى قطعاً چنين ترديدهايى را اظهار نمىكند، زيرا اين امر
[١]. عبدالرزّاق، مُصَنَّف، ج ٦، شماره ١١٨٢٥.