حديث اسلامى، خاستگاه ها و سير تطور - موتسكى، هارالد - الصفحة ٤٦٢ - دوم
فرض كنيم عبد الرزّاق مطالبش را سرِ خود به اين چهار منبع خبرى فوق الذكر نسبت داده باشد. مَعمَر، ابن جُريح، ثورى و ابن عُيَنيه. اگر چنين باشد، انتظار خواهيم داشت ساختار نقلها در اين چهار دسته مطالب مشابه باشند، زيرا تصادفى سرهم شدهاند؛ فرايندى كه شاخت براى برخى اتصالها (Lines) در اسانيد پيشنهاد داده است.[١] در اينجا اطّلاعاتى را كه درباره مصادر فرض روايات در اين چهار دسته مطرح است، خلاصه كردهام.
١. در گروه رواياتى كه ادعا شده از مَعمَر] بن راشد [است، ٢٨ درصد مطالب على الظاهر از زُهرى، ٢٥ درصد از قتادة] بن دِعامة [، ١١ درصد از أيوب] بن أبى تميمة [، كمى بيش از ٦ درصد از افراد مجهول، و ٥ درصد از ابن طاووس گرفته شده است. اظهارات شخصى خودِ معمَر به يك درصد [مطالب] مىرسد. باقيمانده، ٢٤ درصد، بين ٧٧ نام پخش شده است.[٢]
٢. در دسته نقلهايى كه به ابن جُريج منسوب است، ٣٩ درصد ظاهراً به عطاء [بن أبى رَباح] باز مىگردد، ٨ درصد به افراد بينام، ٧ درصد به عمرو بن دينار، ٦ درصد به ابن شِهاب [زهرى] و ٥ درصد به ابن طاووس. فتاواى خودِ ابن جُريج تنها به يك درصد مىرسد و مابقى، ٣٧ درصد، بين ١٠٣ نفر پراكنده شده است.
٣. در مطالبى كه گفته شده از طريق ثورى رسيده است، آراى فقهى خودش غلبه دارد و ١٩ درصد از كل را تشكيل مىدهد. در مرتبه بعد از آن، رواياتى از منصور [بن معتمر] ٧ درصد و جابر [بن يزيد] ٦ درصد و افراد مجهول ٣ درصد قرار دارند. ٦٥ درصد باقيمانده را مىگويند از ١٦١ (authority) راوى يا مُخبِر (informant) مختلف اخذ كرده است.[٣]
[١].See Schacht ,Origins ,pp .٣٦١ ff .
[٢]. محاسبات مبتنى است بر نمونهگيرىاى كه در صفحات پيشين همين مقاله آمد.
[٣]. مؤلّف در اين جا دو واژهauthority وinformant را بر هم عطف مىكند كه ظاهرا بايد معانى متفاوتى داشته باشند. در ادامه مقاله، وى غالبا تعبير دوم را به تنهايى مىآورد كه- به نظر من- مىتواند هر دو معنا را پوشش دهد. مراد ازauthority ، راوى مافوق يا به تعبير بهتر، شيخ و استاد است. امّاinformant به معناى هر خبر دهنده و روايت كنندهاى است. شايد در برخى مواضع به كارگيرى« ناقل» در ترجمه فارسى مناسبتر از مُخبر باشد، امّا مؤلّف گاه براى« ناقل» تعبير انگليسى جا افتادهاىtransmitter را به كار مىبرد. نكته مهم در باب اين دو واژه، اضافى بودنِ مفهوم آنهاست؛ يعنى اين دو مفهوم در زبان انگليسى همواره نسبت به محدث يا راوى مورد نظر ما سنجيده مىشوند و به كار مىروند. راوى يا مخبر عبدالرزاق- فى المثل- يعنى شيخ يا فردى كه عبدالرزاق از او روايت را اخذ كرده است، نه آنكه از عبدالرزاق روايت مىكند( ويراستار).