حديث اسلامى، خاستگاه ها و سير تطور - موتسكى، هارالد - الصفحة ٤٣٤ - ٣ بخارى، وصيه، ش ٣
خلاصه و نتيجه
در زير خلاصه نمودارى از تطوّرات عرضى و طولى كه به آنها پرداختيم، آمده است.
هنگامى كه نسخههاى ٥، ٦، ٧ و ٨ را بررسى مىكنيم و سپس نسخههاى ٩ تا ١٩ را مطالعه مىكنيم كه با افزودن چندين انگيزه مختلف و دو عبارت مأخوذ از منابع ديگر (بندهاى ١٨ ج و ١٨ د) مىكوشند موقعيتهاى زمانى- مكانى را به مسأله وصيّت پيوند دهند، تبيين پيشنهادى شاخت درباره پرسش وصيّت بسيار معقول به نظر مىرسد؛[١] اينكه حكم عدم جواز وصيّت براى بيش از يك سوم دارايى، در جهت منافع مالى حكومت ساخته و پرداخته شده است. چه اگر فردى درگذشت و وارث قانونى نداشت، دارايىاش به حكومت مىرسيد، در نتيجه، با محدود كردن ميزان اموال موصى به، سهم حكومت فزونتر مىشد.
روشن است كه يك پرسش و پاسخ خشك و خالى، مانند آنچه در نسخههاى ٥ تا ٨ آمده، براى بسيارى از راويان قانعكننده نبوده و تحوّل جالبى كه رهگيرى كرديم، از همينجا نشأت گرفته است.
سير اين تحوّل به اجمال از اين قرار است.
ماجرايى ساده درباره بيمارى سعد (نسخه ١).
ماجراى ساده ديگرى درباره بيمارى منتسب به سعد، امّا احتمالًا سعد بن عفراء (نسخه ٢، قس بندهاى ١٠ ب و ١٦ ه-).
ماجراى عيادت از بيمار كه به مثابه محملى براى تأكيد بر اهمّيّت كامل شدن هجرت از مكّه به كار گرفته شده است (نسخههاى ٣ و ٤).
بازسازى عيادت از سعد به هنگام بيمارى كه به مثابه شرايطى براى طرح آموزهاى ديگر و احتمالًا متأخّر- يعنى نهى از وصيّت بيش از يك سوم دارايى براى غير خويشان- استفاده شده است (نسخههاى ٥، ٦، ٧، ٨، ٩، ١٤ و ١٥).
چهار انگيزه مختلف و تصنّعى براى پرسش سعد درباره وصيّت به دست داده شده كه دو مورد را مىتوان يكى دانست (ثروت فراوان- نسخههاى ١١ و ١٤؛ تك
[١].J .Schacht ,op .cit .,p .١٠٢ .