حديث اسلامى، خاستگاه ها و سير تطور - موتسكى، هارالد - الصفحة ٤٣٢ - ٣ بخارى، وصيه، ش ٣
خويشاوندان درجه دوم به همراه فرزند اناث از سهمالارث برخوردارند. فرزند اناث در كلّ ارثيه ذىحق نيست.[١]
با اينكه معلوم نيست اين نسخه، كلاله را همان «يك فرزند اناث» داشتن دانسته يا نه، به هر حال، بنماية نسخه ١٦ اين است كه سعد مىكوشد تا با نيكى كردن به افرادى غير از خانوادهاش خود را از منظور كردن سهمى براى اقوام درجه دوم معذور دارد.
دو نسخه آخر مشهورترين نسخهها در جوامع حديثى رسمىاند و بالاترين درجه تطوّر را به نمايش مىگذارند.
١٨. يحيى بن يحيى التميمى، ابراهيم بن سعد، ابن شهاب، عامر بن سعد، سعد بن أبى وقّاص.
او گفت: «رسول خدا در ايّام حجةالوداع به عيادتم آمد، زيرا چنان بيمار شده بودم كه نزديك بود جانم را بگيرد.»
به او عرض كردم. «اى رسول خدا، بلايى را كه به جانم افتاده مىبينى. من ثروت فراوانى دارم و تنها يك دختر از من ارث مىبرد. آيا دو سوم دارايىام را صدقه بدهم؟»
پيامبر: «نه.»
سعد: «نصف آن را صدقه بدهم؟»
پيامبر: «نه، يك سوم و يك سوم زياد است.»
«بهتر آن است كه وارثانت غنى باشند تا آنكه آنها را محتاج وانهى كه به سوى ديگران دست حاجت دراز كنند.»
«هر هزينهاى كه براى رضاى خدا متحمّل شوى،[٢] پاداش آن را خواهى ديد. حتى اگر لقمهاى غذا باشد كه در دهان همسرت مىگذارى.»
سعد: «اى رسول خدا، آيا از دوستانم عقب ميمانم؟»
[١]. تفسير النووى بر مسلم، ج ١١، ص ٥٩.
[٢]. اشاره به بقره: ٢٧٢؛ روم: ٣٨؛ ليل: ٣٠، به معناى« تلاش براى رضاى خدا».